تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بيت
اى قامت تو به صورت كاونجك « 1 » * هستى تو به چشم هر كسى « 2 » بلكنجك
بنيك : « 3 » قز باشد كه از آن جوراب و كلاه بافند . رودكى گفت : بيت « 4 »
فاخته‌گون شد هوا ز گردش « 5 » خورشيد * جامهء خانه بنيك « 6 » فاخته‌گونست
بورك : « 7 » آن را گويند كه چون دو كس نرد بازند آن‌كس كه گرو برده باشد از وجه گرو « 8 » چيزى باهل مجلس دهد . اثير الدين اخسيكتى گفت : نظم
مرا كرد ابر سخا پيشه با تو * كف « 9 » دست برزد كه بسم اللّه اينك
ندانم تو از وى چه بردى و ليكن « 10 » * كنار جهان پر گهر شد به بورك « 11 »
بيوك : « 12 » عروس بود . رودكى گفت : بيت
بس عزيزم بس گرامى شاد باش * اندرين خانه [ بسان ] « 13 » نو بيوك

فصل پى « 14 »

پك : « 15 » رعنايى باشد و گرد مردم برگرديدن و در « فصل باء « 16 » » بك و لك هم بمعنى رعنايى است و درين لغت نيز مستشهد بيت خسروى است اما برين موجب : بيت
اين علامت نه آن هيبت بود * پس چه دعوى كنى به دو و چه پك « 17 »
پتك : « 18 » بضم باء هم كدين بزرگ آهنگران است . فردوسى گفت : بيت
سر سروران زير گرز گران * چو سندان به دو « 19 » پتك آهنگران
پاك : تاجى باشد از اسپرغم كه از گلها كنند . كسائى گفت : بيت
چونكه يكى تاج « 20 » و پساك ملوك * باز يكى كوفتهء آسياست
پلارك و پلالك : جنسى از فولاد گوهردار است « 21 » عنصرى گفت : بيت
چه چيز است آن رونده تير خسرو * چه چيز است آن پلالك تيغ بران
هامش
( 1 ) - ط : كاويحك ( 2 ) - ك : مردمان ( 3 ) - ك ، بلنك ( 4 ) - ك : شاهد را ندارد ( 5 ) - ط : كردن ( متن از « لف 279 » ) ( 6 ) - ط : جامه جامه ( 7 ) - ك : « بورك - آن‌كس است كه نرد باخته باشد و آنكه گرو برده باشد از آن وجه چيزى باهل مجلس دهد . اثيرا حكيم ( كذا ) گفته » ( 8 ) - ط : گروو ( 9 ) - ط : كفت ( 10 ) - ك : وليك ( 11 ) - شاهد « بورك » در وفائى : [ فخر الدين هندوشاه گفته : بيتباهل بزم ده چون دست بردى * نقود چرخ هشتم را ببورك . ]( 12 ) - ك : اين لغت را ندارد ( 13 ) - داخل قلاب از « لف 278 » / ط : تو بيوك » ( 14 ) - ك : عنوان را ندارد ( 15 ) - ك : « پك - بمعنى بك و لك است يعنى خوبى و رعنايى و گرد معنى برگرديدن ( كذا ) » و شاهد را ندارد ( 16 ) - ط : پى ( 17 ) - ط : بوجه پك / « لفپ 93 » : به دو و چه بك ( دهخدا : يك . دانش سال 3 شمارهء 7 ) ( 18 ) - ك : اين لغت را ندارد ( 19 ) - ط : پر ( 20 ) - ك : « تاج باشد . كسائى گفته :پساك ملوكانه بر سر نهاد * كف دست مردى هم آنگه گشاد »و شاهد متن را ندارد ( 21 ) - ك : « جنپت [ ظ : جنسى ] از فولاد و گوهر است » و شاهد را ندارد