و عسجدى گفت :
بيت « 1 »
ستيزهء « 2 » بدن عاشقان بساق و ميان * بلاى گيسوى دوشيزگان به بش و بدم
بريش و برياش : « 3 » يعنى برافشان و براشيده و برافشانده « 4 » بود . ( شاكر « 5 » گفت :
[ بيت ]
مجلس براشيده همه ، ميوه خراشيده همه * رومى بپاشيده همه نقلتران « 6 » كرده يله )
بوزش : « 7 » عذر خواستن بود . حكيم فردوسى گفت :
بيت
ببوزش بيامد بر شهريار * كه اى « 8 » از جهان بر شهان كامكار
فصل پى « 9 »
پش : « 10 » بمعنى « بش » است يعنى بند آهنين و سيمين كه بر صندوق و در زنند . بو المؤيد بلخى گفت و بروايتى منجيك گفت « 11 » :
بيت
از آبنوس درى اندرو فراشته بود * بجاى آهن و سيمين همه پش و مسمار
پاش : « 12 » يعنى برافشان و بمعنى « بريش و برياش » « 13 » است . فرخى گفت :
بيت
تاجى شدست روى من از بس كه تو « 14 » بر او * ياقوت سرخ پاشى و بيجاده گسترى
( و سوزنى گفت : [ بيت ]
مستوفى شرق ، شاه محمود * محمود گهرفشان در پاش )
پاداش : « 15 » جزاى نيكى باشد . حكيم سوزنى گفت :
بيت
هرچ از تو عطا به بنده آيد * از بنده به تو ثناست پاداش
( و حكيم انورى گفت : [ بيت ]
دست عدلت دراز كردستى « 16 » هم بپاداش و هم بباد افراه )
پخش : پژمرده و سست بود « 17 » .
پرخاش : خصومت و جنگ بود « 18 » . فردوسى « 19 » گفت :
بيت « 20 »
به صد كاروان اشتر سرخ موى « 21 » * همى هيزم آورد پرخاشجوى « 22 »
پژوهش : « 23 » تفحص باشد .
پيلغوش : « 24 » بكسر پى گل است از جنس سوسن ( كه آن را سوسن آسمانگون ) گويند بر
هامش
( 1 ) - ك : اين شاهد را ندارد
( 2 ) - « لفس 218 » : « ستيزه بدند . . . . ببش ديزه ( ؟ ) » و مصحح در حاشيه افزوده است : « تصحيح آن ميسر نشد »
( 3 ) - ك : « بريش و برباش ( كذا ) - برافشانيده بود »
( 4 ) - د : برافشنده
( 5 ) - د : شاكرى
( 6 ) - د : ران
( 7 ) - ك : « پوزش - عذر خواستن است » و شاهد را ندارد / ط : پوزش
( 8 ) - د : « اى » در حاشيه به خط دهخدا
( 9 ) - ك : عنوان را ندارد
( 10 ) - ك :
اين لغت را ندارد
( 11 ) - د : بو المؤيد گفت و بروايت ديگر منجيك گفت
( 12 ) - ك : اين لغت را هم ندارد
( 13 ) - ط : بريش و بريش / د : بريش و بارش
( 14 ) - ط : « تو » ندارد .
( 15 ) - ك : « پاداش - جزا و مكافات باشد » و شواهد را ندارد
( 16 ) - د : دست
( 17 ) - ك : باشد
( 18 ) - ك : باشد
( 19 ) - ط : شاعر
( 20 ) - ك : شاهد را ندارد
( 21 ) - ط : مو
( 22 ) - ط : پرخاشجو
( 23 ) - ك : « پژوهش تفحص و تجسس احوالست »
( 24 ) - ك : « پيلغوش - گليست از جنس سوسن آسمانگون بر كنارهء او خط و نقطهء سياه و رخنهء كوچك باشد »