تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
و عسجدى گفت : بيت « 1 »
ستيزهء « 2 » بدن عاشقان بساق و ميان * بلاى گيسوى دوشيزگان به بش و بدم
بريش و برياش : « 3 » يعنى برافشان و براشيده و برافشانده « 4 » بود . ( شاكر « 5 » گفت : [ بيت ]
مجلس براشيده همه ، ميوه خراشيده همه * رومى بپاشيده همه نقل‌تران « 6 » كرده يله )
بوزش : « 7 » عذر خواستن بود . حكيم فردوسى گفت : بيت
ببوزش بيامد بر شهريار * كه اى « 8 » از جهان بر شهان كامكار

فصل پى « 9 »

پش : « 10 » بمعنى « بش » است يعنى بند آهنين و سيمين كه بر صندوق و در زنند . بو المؤيد بلخى گفت و بروايتى منجيك گفت « 11 » : بيت
از آبنوس درى اندرو فراشته بود * بجاى آهن و سيمين همه پش و مسمار
پاش : « 12 » يعنى برافشان و بمعنى « بريش و برياش » « 13 » است . فرخى گفت : بيت
تاجى شدست روى من از بس كه تو « 14 » بر او * ياقوت سرخ پاشى و بيجاده گسترى
( و سوزنى گفت : [ بيت ]
مستوفى شرق ، شاه محمود * محمود گهرفشان در پاش )
پاداش : « 15 » جزاى نيكى باشد . حكيم سوزنى گفت : بيت
هرچ از تو عطا به بنده آيد * از بنده به تو ثناست پاداش
( و حكيم انورى گفت : [ بيت ]
دست عدلت دراز كردستى « 16 » هم بپاداش و هم بباد افراه )
پخش : پژمرده و سست بود « 17 » . پرخاش : خصومت و جنگ بود « 18 » . فردوسى « 19 » گفت : بيت « 20 »
به صد كاروان اشتر سرخ موى « 21 » * همى هيزم آورد پرخاش‌جوى « 22 »
پژوهش : « 23 » تفحص باشد . پيلغوش : « 24 » بكسر پى گل است از جنس سوسن ( كه آن را سوسن آسمان‌گون ) گويند بر
هامش
( 1 ) - ك : اين شاهد را ندارد ( 2 ) - « لفس 218 » : « ستيزه بدند . . . . ببش ديزه ( ؟ ) » و مصحح در حاشيه افزوده است : « تصحيح آن ميسر نشد » ( 3 ) - ك : « بريش و برباش ( كذا ) - برافشانيده بود » ( 4 ) - د : برافشنده ( 5 ) - د : شاكرى ( 6 ) - د : ران ( 7 ) - ك : « پوزش - عذر خواستن است » و شاهد را ندارد / ط : پوزش ( 8 ) - د : « اى » در حاشيه به خط دهخدا ( 9 ) - ك : عنوان را ندارد ( 10 ) - ك : اين لغت را ندارد ( 11 ) - د : بو المؤيد گفت و بروايت ديگر منجيك گفت ( 12 ) - ك : اين لغت را هم ندارد ( 13 ) - ط : بريش و بريش / د : بريش و بارش ( 14 ) - ط : « تو » ندارد . ( 15 ) - ك : « پاداش - جزا و مكافات باشد » و شواهد را ندارد ( 16 ) - د : دست ( 17 ) - ك : باشد ( 18 ) - ك : باشد ( 19 ) - ط : شاعر ( 20 ) - ك : شاهد را ندارد ( 21 ) - ط : مو ( 22 ) - ط : پرخاش‌جو ( 23 ) - ك : « پژوهش تفحص و تجسس احوالست » ( 24 ) - ك : « پيلغوش - گليست از جنس سوسن آسمان‌گون بر كنارهء او خط و نقطهء سياه و رخنهء كوچك باشد »