رسى بود گويند « 1 » شاه رسان « 2 » * همه سال چشمش به چيز « 3 » كسان
فصل سين « 4 »
سپس : « 5 » بمعنى پس « 6 » بود . حكيم سنائى گفت :
بيت
زين سپس دست ما و دامن دوست « 7 » * پس ازين گوش ما و حلقهء يار « 8 »
سپاس : « 9 » دو معنى دارد : اول لطف بود . بوشكور گفت :
بيت
وزان پس كه بد كرد « 10 » بگذاشتم * به دو بر سپاسى « 11 » نپنداشتم
دوم شكر باشد . حكيم انورى گفت :
بيت
آنكه با جودش سبكسارى نيايد ز انتظار * وانكه با بذلش « 12 » گرانبارى نباشد از سپاس
( و ) ظهير ( الدين فاريابى ) گفت :
بيت
حلقه در گوش جهان كن تا بدان « 13 » گردد عزيز * پاى بر فرق فلك نه تا بدان « 14 » دارد سپاس
سدكيس : « قوس قزح » باشد . بو المؤيد بلخى « 15 » گفت :
بيت « 16 »
ميغ مانندهء « 17 » پنبه است و درو باد نداف * هست سدكيس درونه كه به دو « 18 » پنبه زنند
سوس : « 19 » سوسمار باشد كه زنان پيه « 20 » او از جهت فربهى خورند . رودكى گفت :
بيت « 21 »
سوس پرورده بمى بگداخته * نيك درمانى زنان « 22 » را ساخته
فصل فاء « 23 »
فرناس : غافل و نادان باشد و مردم نيم خفته را بسبب غفلت هم « فرناس » گويند « 24 » . بو شكور گفت :
بيت « 25 »
اين جهان سر بسر همه فرناس * نز « 26 » جهان من يگانه فرناسم
و حكيم « 27 » ناصر خسرو گفت :
بيت
تو پاك باش وز ناپاك هيچ باك مدار « 28 » * و گر جهان همه فرناس شد مشو فرناس
هامش
( 1 ) - د : گوينده
( 2 ) - « لف 196 » : بچتزى شاره ( ؟ ) رسان
( 3 ) - د : پچزى
( 4 ) - ك : عنوان را ندارد
( 5 ) - ك : « سپس - بمعنى قبل و بعد از اين باشد . سنائى گفته »
( 6 ) - د : در حاشيه به خط كاتب « بس صح »
( 7 ) - ك : يار
( 8 ) - ك : دوست
( 9 ) - ك : « سپاس - بمعنى لطف و شكر هر دو آمده است » و شواهد را ندارد
( 10 ) - ط : كرده
( 11 ) - ط : ساهى
( 12 ) - ط : سبكسارى / د : گران / وفائى : گرانبارى نيايد
( 13 ) - ط : بان
( 14 ) - ط : بان
( 15 ) - د / ك : « بلخى » ندارند
( 16 ) - ك : چنين آورده :« سدكيس برآمد و جهان شد روشن * ز آن بس همه ز غير تو بردختند ( كذا ) »( 17 ) - د : « مانندهء » ندارد
( 18 ) - د : در او « لف 198 » : « ورا »
( 19 ) - ك : سبوس
( 20 ) - ك :
گوشت او را جهت / د : از بهر فرپهى
( 21 ) - ك : شاهد را ندارد
( 22 ) - ط : جهان
( 23 ) - ك : عنوان را ندارد
( 24 ) - ك : « غافل و نادان و مردم همخواب را گويند »
( 25 ) - ك : اين شاهد را ندارد
( 26 ) - ط : در / د : بر ( متن از استاد دهخدا در حاشيه )
( 27 ) - ك : « حكيم » ندارد
( 28 ) - ك : تو پاك باش و مداراى برادر از كس باك .