« ضفدع » « 1 » گويند . ابو الفتح بستى « 2 » گفت :
بيت
هر چند كه درويش پسر فغ « 3 » زايد * در چشم توانگران همه چغز آيد
فصل حاء « 4 »
حيز « 5 » : مخنث باشد ،
فصل خاء « 6 »
خربيواز « 7 » : مرغ شبپر بود و « شبپاره » نيز گويند .
خبازقاينى « 8 » گفت :
بيت
نكنى هيچ كار « 9 » روز دراز * كار تو شب بود چو خربيواز
فصل دال « 10 »
دهاز « 11 » : نعره باشد . فرخى گفت « 12 » :
بيت
فرخى بندهء تو بر در تو * از نشاط تو بركشيد دهاز
و در بعضى نسخها « رهاز » « 13 » است « 14 » براى غير معجم و العهدة على الراوى .
( ديرباز « 15 » : درازى مدت بود . سوزنى گفت : [ بيت ]
در امل تا دير بازى و درازى ممكنست * چون امل بادا ترا عمرى دراز و دير باز « 16 »
فردوسى گفت :
[ بيت ]
در ايوان شاهى شب دير باز * بخواب اندرون بود با ارنواز ) « 17 »
فصل راء « 18 »
رازيجز « 19 » : سر گلكاران باشد و بتازى « طيان » و « بنا » گويند . عسجدى گفت :
بيت
بيكى تير همى فاش كند راز حصار « 20 » ور برو كرده همى قير بود رازيجز « 21 »
و در بعضى نسخها « راز » است « 22 » فحسب و مستشهد بيت مذكور است اما مصراع دوم برين موجب است : « ور برو كرده بود قير بجاى گل راز »
رستخيز و رستاخيز : هر دو نامهاى « 23 » قيامتاند .
كمال الدين اسمعيل گفت :
بيت « 24 »
از بيم آبروى « 25 » تو در صف رستخيز * آتش نموده پشت ، گرفته ره گريز
( و هم او گفت : [ بيت ]
زندگى مرگ گور رستاخيز * در كتب خواندهاى و مىخوانى
و شيخ سعدى گفت : [ بيت ]
هامش
( 1 ) - ط : صفدع
( 2 ) - د : مستى
( 3 ) - ط : بسريغ
( 4 ) - ك : عنوان را ندارد
( 5 ) - ك : خيز
( 6 ) - ك : عنوان را ندارد
( 7 ) - د : فقط « خربيواز - مرغ شبپره بود چو خربيواز » / ك : « خربيواز - مرغ شبپره باشد و عرب « خفاش » گويد و شبتاره نيز گويند . قاينى گفت »
( 8 ) - وفائى : خاقانى
( 9 ) - ك : كار هيچ
( 10 ) - ك : عنوان را ندارد
( 11 ) - ط : اين كلمه را ندارد
( 12 ) - ك : « گفت » ندارد
( 13 ) - ك : و در بعضى نسخه « زاز » است / د : رهاز / ط : ذهاز
( 14 ) - دهخدا ( قصيده زائيه است و دهار غلط است )
( 15 ) - ط / ك : اين لغت را ندارد
( 16 ) - د : در اثنا دير ( متن از دهخدا )
( 17 ) - داخل قلاب از دهخدا بنقل از سوزنى
( 18 ) - ك : عنوان را ندارد
( 19 ) - ك : اين لغت را ندارد / د : راز بجز
( 20 ) - در « ط » اين كلمه به علت پارگى نسخه محذوف است
( 21 ) - د : راز بخر
( 22 ) - د : و در بعض نسخها رازست و زبر و كرده بود قير بجاى كل راز ( دهخدا : ور بر او كرده بود قير بجاى گل راز )
( 23 ) - ك : اسم
( 24 ) - ك : مثال را ندارد
( 25 ) - د : آب روى