تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
3 . مقولهء اين ( در مكان بودن ) 4 . مقوله متى ( در زمان بودن ) 5 . مقولهء وضع ( حالت ) 6 . مقولهء جده ( ملك ) 7 . مقولهء اضافه ( نسبت ) 8 . مقولهء فعل ( تدريج ) 9 . مقولهء انفعال ( تدريج ) انواع پنج‌گانهء جوهر را در مقام ذات با يكديگر متباين نمىدانند . همهء آن‌ها را انواع مختلف يك جنس عالى به شمار آورده‌اند كه آن جنس عالى چيزى جز مقولهء جوهر نمىباشد . مقولات نه‌گانهء عرضى را در مقام ذات با يكديگر متباين دانسته و هريك از آن مقولات را به‌طور جداگانه يك جنس عالى به شمار آورده‌اند . به اين ترتيب ، مىتوان گفت مقولات عاليه ، كه آنها را اجناس عاليه يا جنس الاجناس نيز مىنامند ، به ده مقوله بالغ مىگردند . بيش‌تر حكماى مشايى و پيروان ارسطو نيز اجناس عاليه را بيش از ده مقوله ندانسته‌اند . اين جماعت براى ده‌گانه بودن مقولات عاليه هيچ‌گونه برهان عقلى اقامه نكرده‌اند . آنچه مىتواند مورد استناد اين گروه در اين باب واقع شود ، چيزى بيش از يك نوع استقراء نمىباشد . دليل استقراء به هيچ وجه نمىتواند احتمال بيش‌تر بودن مقولات عاليه را از ميان بردارد . برخى حكما به بيش از چهار مقوله قائل نشده‌اند و همهء اشياء اضافى و امور نسبى را در يك مقوله خلاصه كرده و آن را مقولهء « نسبت » نام نهاده‌اند . به اين ترتيب مقولات چهارگانه در نظر اين جماعت يك مقوله جوهر و سه مقولهء عرض را تشكيل مىدهد . حكيم اشراقى ، شهاب الدّين سهروردى ، به وجود پنج مقولهء عالى اعتراف كرده و علاوه بر مقولات چهارگانهء كمّ و كيف و نسبت و جوهر ، حركت را نيز از مقولات عاليه به شمار آورده است . مقولهء جوهر نسبت به انواع پنج‌گانهء خود يك امر ذاتى به شمار مىآيد . به همين جهت آن را نسبت به انواع جوهرى جنس عالى دانسته‌اند . ولى مفهوم عرضى بودن