اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه فاعل يك حركت قسرى چيست ؟ در مقام پاسخ به اين پرسش گفته مىشود فاعل يك حركت قسرى ، چيزى جز طبيعت جسم مقسور نيست . طبيعت جسم مقسور ، فاعل مباشر حركت قسرى به شمار مىآيد . نيروى قاسر را در ارتباط با طبيعت مقسور ، تنها به عنوان يك عامل معدّ مىتوان به شمار آورد .
إنّ ما بالفعل دائما أقدم ممّا بالقوّة
مسئلهء قوّه و فعل يكى از مسائل اساسى و پرماجرا در فلسفهء اولى به شمار مىآيد . در باب تقدّم و تأخّر يا سابق و لا حق بودن هريك از قوّه و فعل ، سخن بسيار گفته شده است .
شيخ الرّئيس ابو على سينا در كتاب شفا اين مسئله را به تفصيل مورد بحث و بررسى قرار داده است .
صدر المتألّهين نيز بحث از تقدّم و تأخّر قوّه و فعل را از جملهء مباحث بسيار مهم در فلسفه دانسته و اهميت طرح اين مسئله را در فلسفهء اولى به چهار دليل اثبات كرده است كه به ترتيب عبارتند از :
1 . جاى هيچگونه ترديد نيست كه حالت بالقوّه بودن در يك شىء نسبت به فعليت آن همواره نوعى از عدم به شمار مىآيد ؛ همان گونه كه فعليت در يك شىء نسبت به قوّه آن ، چيزى جز نوعى از هستى نمىباشد . اكنون اگر قوّه و فعل را بتوان نوعى از نيستى و هستى به شمار آورد ، به آسانى مىتوان گفت مسئلهء قوّه و فعل بايد در علم كلى يا فلسفهء اولى مورد بحث و بررسى واقع شود ؛ زيرا مسائل وجود را تنها در علم كلى مىتوان مورد بحث و بررسى قرار داد .
2 . بالقوّه بودن در يك شىء همواره نقش ماده يا هيولاى اولى را ايفاء مىنمايد ؛ همان گونه كه بالفعل بودن يك شىء ، چيزى جز صورت فعليهء آن نيست . به اين ترتيب مىتوان گفت مسئلهء قوّه و فعل چيز ديگرى جز همان مبحث ماده و صورت به شمار نمىآيد .
3 . بالقوّه بودن در يك شىء همانند حالت امكان است كه از لوازم ماهيت به شمار مىآيد ؛ همان گونه كه بالفعل بودن يك شىء همانند وجوب و ضرورت آن است . اگر قوّه و