لازم به يادآورى است كه فلاسفه مىتوانند در هر عصرى از اعصار يك سلسله قواعد علمى را كه تا آن زمان به مرحلهء اثبات رسيده است ، به عنوان اصول موضوعه به كار گيرند و استدلالهاى خويش را بر آنها مترتب نمايند . به كار بردن اصول موضوعه و وام گرفتن علوم و فلسفه از يكديگر ، چيزى است كه هميشه رايج بوده و در آينده نيز رواج خواهد داشت .
اكنون اگر برخى از مثالهايى كه قدما جهت اثبات حركت قسرى در آثار خويش ذكر كردهاند مورد مناقشه و اشكال واقع شود ، اصل وجود حركت قسرى را به هيچ وجه نمىتوان مورد ترديد قرار داد و آن را از دايرهء اقسام حركت بيرون راند ؛ زيرا حركت قسرى ، همان گونه كه ذكر شد ، عبارت است از آنگونه حركت كه جسم را در اثر يك نيروى بيگانه بر خلاف مقتضاى طبيعت اصلى خود متحرك مىگرداند ؛ و اين چيزى است كه همواره در جهان اجسام مىتواند وجود داشته باشد .
آنچه لازم است در اينجا مورد بحث و گفتوگو واقع شود ، اين است كه در مورد يك حركت قسرى ، فاعل حركت چيست ؟ شايد در بادى امر چنين نمايد كه آنچه يك جسم را به حركت قسرى متحرك مىگرداند ، تنها نيروى قاسر و قاهر است كه از خارج بر جسم وارد مىگردد ؛ ولى آنچه به حكم عقل و برهان مىتوان در اين باب گفت ، اين است كه نيروى قاسر نمىتواند فاعل حركت قسرى به شمار آيد ؛ زيرا اگر نيروى قاسر فاعل حركت قسرى به شمار آيد ؛ لازمهء آن اين خواهد بود كه هرگاه نيروى قاسر نابود گردد ، حركت قسرى نيز نابود گردد ؛ درحالىكه آنچه در جهان خارج روى مىدهد ، خلاف آن را ثابت مىكند . زيرا در بسيارى موارد نيروى قاسر از ميان برداشته مىشود ، ولى حركت قسرى در جسم همچنان به فعل خود ادامه مىدهد . اگر كسى رابطهء فعل و فاعل را دريافته باشد ، به خوبى مىداند انفكاك و جدا گشتن فعل از فاعل به هيچ وجه امكانپذير نيست . به اين ترتيب وقتى نيروى قاسر از ميان برداشته مىشود ، ولى حركت قسرى به عنوان يك فعل همچنان به وجود خود ادامه مىدهد ، ناچار بايد گفت نيروى قاسر نمىتواند فاعل حركت قسرى به شمار آيد . از سوى ديگر اين مسئله از جملهء بديهيات به شمار مىآيد كه فعل بدون فاعل هرگز در جهان تحقق پيدا نمىكند .
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: اسماعيل ناظم
ص٢٢٨