فعل را به توان همانند امكان و وجوب به شمار آورد ، به آسانى مىتوان گفت مبحث قوّه و فعل جز در فلسفه اولى در جاى ديگر نمىتواند مطرح گردد .
4 . شناختن اين مسئله كه آيا بالفعل مقدّم است يا بالقوّه ، خود يكى از اقسام تقدّم و تأخّر به شمار مىآيد . مسئلهء تقدّم و تأخّر و ذكر اقسام آن در باب وجود ، بدون ترديد از جمله مسائل فلسفهء اولى به شمار مىآيد . با شناخت اين مسئله كه آيا بالفعل مقدّم است يا بالقوّه ، شناخت برخى از اقسام تقدّم و تأخّر ميسر مىگردد .
قيام العرض بالعرض غير ممتنع
مسئلهء جوهر و عرض يكى از مسائل رايج و پرماجرا در تاريخ فلسفه به شمار مىآيد .
تقسيم موجود به جوهر و عرض از جمله تقسيمهاى اوليه در باب ماهيت است . ماهيات موجود در نخستين تقسيم خود به دو قسم متمايز مىگردد كه به ترتيب عبارتند از :
1 . ماهيت ، هنگامى كه در خارج وجود پيدا مىكند ، در موضوع واقع نمىشود .
2 . ماهيت ، هنگامى كه در خارج وجود پيدا مىكند ، ناچار بايد وجود آن در يك موضوع تحقق يابد .
حكما برحسب اصطلاح ، قسم اول را « جوهر » و قسم دوم را « عرض » ناميده و هر يك از دو قسم جوهر و عرض را به اقسام گونهگون ديگر تقسيم كردهاند . مقولهء جوهر را به پنج قسم متمايز تقسيم كردهاند كه به ترتيب عبارتند از :
1 . هيولا يا مادهء اولى
2 . صورت فعليه
3 . جسم
4 . نفس
5 . عقل
مقولهء عرضى را نيز به نه قسم متمايز تقسيم كردهاند كه به ترتيب عبارتند از :
1 . مقولهء كم ( مقدار يا چندى )
2 . مقولهء كيف ( چونى )