مىتواند اين نقش را ايفاء نمايد و جسم را در چهرهء نوعى از انواع آشكار سازد ، « صورت نوعيه » خوانده مىشود .
موارد گونهگون اطلاق كلمهء صورت در آثار شيخ الرّئيس ابو على سينا به تفصيل مورد بررسى واقع شده است . صدر المتألّهين شيرازى نيز اين موارد را به مناسبتهاى مختلف مورد ارزيابى قرار داده و در اواخر مباحث جسم طبيعى به تفصيل آنها را ذكر كرده است .
اين قاعده كه صورت فعليهء يك شىء تمام حقيقت آن به شمار مىآيد ، در نظر صدر المتألّهين داراى ارزش و اهميت بسيار مىباشد ؛ زيرا اين قاعده يكى از اصول يازدهگانهاى است كه وى براى اثبات معاد جسمانى در آثار خويش به كار برده است . جاى هيچگونه ترديد نيست كه بدون اثبات اين قاعده ، اثبات معاد جسمانى به هيچ وجه امكانپذير نمىباشد . چگونگى اثبات معاد جسمانى و كيفيت مترتب بودن آن بر اين قاعده ، از گنجايش اين مختصر بيرون است .
صدر المتألّهين پس از اينكه موارد گونهگون اطلاق كلمهء صورت را ذكر مىكند مىگويد اگر اين موارد را به دقت مورد بررسى قرار دهيم ، معلوم مىشود همهء آنها در يك معنى با يكديگر متحدند . آن معنى عبارت است از اينكه گفته مىشود : صورت فعليهء يك موجود ، تمام حقيقت آن به شمار مىآيد . شايد اطلاق كلمهء صورت در برخى موارد با معنى اين قاعده مطابقت نداشته باشد ؛ ولى آنچه مسلم است ، و شايد مقصود صدر المتألّهين نيز همين باشد ، اين است كه اطلاق كلمهء صورت در موارد يادشده به نحو اشتراك معنوى انجام مىپذيرد . اشتراك معنوى بر خلاف اشتراك لفظى عبارت است از اينكه يك لفظ در معنى واحد استعمال شود ؛ ولى معنى موضوع له آن داراى مراحل متفاوت و مراتب گونهگون باشد .
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد ، به آسانى مىتوان گفت قدر جامع بين موارد اطلاق كلمهء صورت چيزى جز اين نيست كه گفته شود : صورت فعليهء يك موجود تمام حقيقت آن به شمار مىآيد . براى روشن شدن معنى اين قاعده ، يك مسئله بايد به دقت مورد بررسى قرار گيرد . آن مسئله عبارت است از اينكه گفته مىشود هر موجود كه از ماده و صورت تركيب يافته باشد ، مادهء آن چيزى جز يك امر مبهم و غير متحصّل نيست . ابهام
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: اسماعيل ناظم
ص٢٢٥