تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مىتواند موجب طرح برخى از مسائل مهم فلسفى گردد كه ما در اينجا از آن مىگذريم . آنچه لازم است در اينجا مورد بررسى قرار گيرد ، اين است كه گفته مىشود بين ظرف اتصاف و ظرف وقوع ، تفاوت اساسى وجود دارد . اين مسئله در باب معقولات ثانيه به تفصيل مورد بحث و گفت‌وگو واقع شده است . معنى اين سخن در اينجا آن است كه گفته مىشود آن مفروض نسبت به حركت و سكون جسم از اين دو حالت بيرون نيست : 1 . آن مفروض نسبت به حركت و سكون جسم ، ظرف اتصاف به شمار مىآيد . 2 . آن مفروض نسبت به حركت و سكون جسم ، ظرف وقوع به شمار مىآيد . اگر آن مفروض ظرف اتصاف به شمار آيد ، ناچار بايد گفت هر موجود جسمانى در آن مفروض متصف به حركت مىباشد ؛ اگرچه ظرف وقوع آن را زمان دانسته‌اند . ولى اگر آن مفروض ظرف وقوع به شمار آيد ، ناچار بايد گفت هيچ موجود جسمانى در آن مفروض متحرك يا ساكن نمىباشد . اين سخن هرگز به معنى اين نيست كه يك موجود جسمانى از اتصاف به يكى از دو صفت حركت يا سكون خالى مىباشد ؛ زيرا ، همان گونه كه گذشت ، ظرف اتصاف با ظرف وقوع متفاوت است . اگر يك موضوع در ظرف وقوع از دو صفت متناقض خالى باشد ، مستلزم اين نيست كه در ظرف اتصاف نيز از آن دو صفت خالى باشد . براى روشن شدن تفاوت بين اين دو معنى ، بايد سخن حكما در باب معقولات ثانيه مورد بررسى قرار گيرد . سخن اين بزرگان در باب معقولات ثانيه به اين ترتيب است كه مىگويند اگرچه معقولات ثانيه هميشه در ذهن عارض معقولات اوليه مىشود ، ولى اتصاف معقولات اوليه به معقولات ثانيه پيوسته در خارج تحقق مىيابد ؛ به‌طور مثال گفته مىشود معنى امكان ، كه يكى از معقولات ثانيه به شمار مىآيد ، هميشه در ذهن عارض موجود ممكن مىگردد ؛ ولى اتصاف موجود ممكن به صفت امكان پيوسته در خارج تحقق مىپذيرد ؛ يعنى هر موجود ممكن الوجود ، بدون هيچ‌گونه ترديد در جهان خارج ممكن الوجود است ، در عين اينكه معنى امكان هميشه در عالم ذهن عارض موضوع خود مىگردد . با توجه به آنچه ذكر شد ، به آسانى مىتوان گفت بين ظرف اتصال و ظرف وقوع در بسيارى موارد تفاوت اساسى وجود دارد ، اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت