اكنون با توجه به اينكه نسبت ادراكات به نفس ناطقه از قبيل نسبت معلول به علت است ، مسئلهء ديگرى كه در باب علت و معلول ، بين « حكما » از يك طرف و دو گروه اشاعره و معتزله از طرف ديگر ، سخت مورد اختلاف است ، پيش مىآيد . آن مسئله در اينجا به اين صورت مطرح مىشود كه آيا حاصل شدن يك صورت ادراكى در نفس ناطقه پس از نظر كردن دقيق در مقدمات برهان به چه كيفيت است ؟ ناگفته نماند كه پيدايش صورت ادراكى در نفس ناطقه پس از نظر كردن ، اعم از اين است كه آن نظر كردن در مقدمات برهان تحقق يابد يا در پديدههاى عينى خارجى از طريق حواس انجام پذيرد . طبعا در مورد قسم اول صورت ادراكى يك امر كلى است و در مورد قسم دوم جز يك امر جزئى محسوس چيز ديگرى نخواهد بود .
پاسخ به اين پرسش كه آيا پيدايش صورت ادراكى در لوح نفس پس از نظر كردن در مقدمات برهان چگونه است ، از ديدگاه حكما و دو گروه اشاعره و معتزله متفاوت است .
معتزله در اين باب بر اين عقيدهاند كه پيدايش صورت ادراكى در نفس ناطقه پس از نظر كردن در مقدمات برهان يك فعل اختيارى است كه انسان از طريق نظر در مقدمات انجام مىدهد و صدور افعال اختيارى از انسان به طريق توليد است . به اين ترتيب مىتوان گفت نظر كردن در مقدمات برهان از نظر معتزله موجب توليد و پيدايش صورت ادراكى خواهد بود ؛ و اين همان چيزى است كه معتزله در مورد جميع افعال اختيارى جارى دانسته و نسبت به آن اصرار مىورزند .
اشاعره در اين باب نيز مانند بسيارى از ابواب ديگر موضع خود را نقطهء مقابل معتزله قرار دادهاند . اين گروه بر اين عقيدهاند كه بين نظر كردن در مقدمات برهان و پيدايش صورت ادراكى ، هيچگونه رابطهء توليدى وجود ندارد . همان گونه كه هيچگونه رابطهء اعدادى نيز نمىتواند وجود داشته باشد ؛ زيرا آنان خداوند را فاعل مختار مىدانند و معتقدند كه در ارادهء ازلى هيچگونه انگيزه يا مصلحت و ملاك وجود ندارد ؛ بلكه صرفا يك ارادهء فعّال است كه بهطور جزاف نيز عمل مىكند .
تخلّف معلول از علت را نيز محال عقلى نمىشمرند . بنابراين ، پيدايش صورت ادراكى
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: اسماعيل ناظم
ص٢١٤