تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ضرورتا دليل بر وجود خارجى آن نيست » ، در مورد نوع اول از مفاهيم ذهنى صادق است ؛ ولى آنچه در باب وجود جوهر بين فلاسفه مطرح است ، مفهومى از نوع دوم است ؛ يعنى عقل بر پايهء ضوابط خويش حكم به ضرورت وجود جوهر مىنمايد ؛ و حكم عقل ، كه همان ادراك عقل است ، اگر از ادراك حس معتبرتر نباشد ، حكم اعتبارتر نخواهد بود . شگفت اينجا است كه از نظر لاك و كليهء كسانى كه از وى پيروى مىنمايند ، ادراك حس در هر مورد معتبر شناخته مىشود و ادراك عقل از اعتبار برخوردار نيست . در اين‌گونه موارد هميشه اين پرسش پيش مىآيد كه آيا اعتبارنامهء حكم ادراكات حسى در كجا به امضا رسيده و اعتبارنامهء حكم عقل در كدام محكمه از درجهء اعتبار ساقط شده است ؟ پاسخ به اين پرسش مستلزم بحث بسيار مفصل و دامنه‌دارى است كه از گنجايش اين مختصر بيرون است .

قيام ادراكات نسبت به نفس ناطقه قيام صدورى است

از جملهء مسائل عمده و اساسى در باب ادراكات ، اين مسئله است كه آيا قيام ادراكات نسبت به نفس ناطقه قيام صدورى است يا حلولى ؟ برخى از حكما عقيده دارند كه قيام ادراكات نسبت به نفس ناطقه از نوع قيام حلولى است ؛ يعنى صور ادراكى از جهان خارج گرفته مىشود و در لوح نفس ناطقه منطبق و منتقش مىگردد . معنى اين سخن اين است كه نفس ناطقه نسبت به ادراكات همواره جنبهء انفعالى دارد و هيچ‌گونه فعل يا خلّاقيت در اين باب از خود نشان نمىدهد . محققين از حكما قيام ادراكات را نسبت به نفس ناطقه قيام صدورى مىدانند . لازمهء اين سخن اين است كه نفس ناطقه در برابر جهان خارج و پديده‌هاى آن تنها نقش يك آيينه را ندارد كه آنچه را در آن مىنمايند ، منعكس سازد ؛ بلكه پيوسته از خود فعاليت نشان مىدهد و در ارتباط متقابل با پديده‌هاى جهان خارج ، دست به خلّاقيت مىزند و يك سلسله ادراكات را مىآفريند . به اين ترتيب مىتوان گفت نسبت نفس ناطقه به صور ادراكات نسبت علت به معلول است . اين مسئله نيز به خوبى آشكار است كه در باب علت و معلول و ارتباط آن‌ها با يكديگر ، سخن از خلق و صدور در ميان است نه از يك ارتباط سطحى بين دو شىء يا ارتباطى كه از نوع مقوله و اضافه باشد .
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 213 | اسماعيل ناظم