تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
هنوز كسى سخن تازه‌اى كه بالاتر از سخن سخن فلاسفهء اسلامى باشد ، در اين باب نياورده است . گروهى از طرفداران علوم ، مقولهء جوهر را انكار كرده و بر اين عقيده‌اند كه جوهر در خارج وجود ندارد ، بلكه آنچه در خارج موجود است ، فقط مقولات عرضيه مىباشد . ياوه بودن اين سخن از نظر عقلى و فلسفى به اندازه‌اى روشن است كه هيچ‌گونه نيازى به استدلال ندارد ؛ زيرا اگر مقولهء جوهر در جهان خارج مورد انكار واقع شود ، لازم مىآيد كه همهء مقولات عرضيه خودبه‌خود تبديل به جوهر گردند ؛ چون خاصيت همهء مقولات عرضيه اين است كه پيوسته روى وجود جوهر استوار شده و به آن قائم‌اند . بنابراين ، كسى كه يك مقولهء جوهر را انكار كرده تا اينكه چندين مقولهء عرض را ثابت نمايد ، بايد بداند كه با اين عمل خود چندين مقولهء جوهر اثبات كرده است . اگر ارسطو و پيروانش به يك مقولهء جوهر و نه مقولهء عرض قائل بودند ، اين گروه با انكار كردن يك مقولهء جوهر به طور ناخودآگاه نه مقولهء جوهر اثبات كرده‌اند . و در نتيجه از آنچه مىگريخته‌اند ، بر خلاف ميل خود ، بسيار بيشتر به آن دچار گشته‌اند . اين همان چيزى است كه ارباب سخن آن را « كرّ على ما فرّ » خوانده‌اند . به اين ترتيب مىتوان ادعا كرد كه هرگونه رد و انكار نسبت به مقولهء جوهر در جهان خارج ، در حقيقت يك نوع اثبات كردن آن است ؛ زيرا وجود مقولات عرضيه در جهان خارج بدون وجود جوهر به هيچ وجه امكان‌پذير نيست . به همين جهت بايد گفت اثبات مقولات عرضيه ، به طور مستقيم و يا به طور غير مستقيم ، اثبات مقولهء جوهر نيز خواهد بود .

انواع پنج‌گانه جوهر

بسيارى از حكما مقولهء عالى جوهر را به پنج نوع تقسيم كرده‌اند كه به ترتيب عبارتند از : 1 . جوهر عقل مفارق 2 . جوهر نفس مدبّر 3 . جوهر هيولا يا مادّه المواد
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 207 | اسماعيل ناظم