كه حكما گفتهاند : « ما جعل اللّه المشمش مشمشا بل اوجدها » ( خداوند جهان ، زردآلو را زردآلو نكرد بلكه فقط آن را آفريد ) ؛ معنى اين سخن آن است كه هستى زردآلو معلول و آفريدهء خداوند است ، ولى ذات و ماهيت آن براى خودش ذاتى است و چيزى كه ذاتى است معلول نيست .
مسئلهء ماهيات و كيفيت تقرر آنها يكى از مسائل بسيار عميق و پرماجرا در فلسفهء اسلامى است كه بين اشاعره و معتزله از يك سو و بين حكما و عرفا از سوى ديگر ، مشاجرههاى فراوانى در مورد آن به عمل آمده است .
معتزله با طرح اين مسئله خود را در يك دام گرفتار كردهاند كه رهايى از آن بسيار مشكل است . به همين جهت ناچار شدهاند ، براى رها شدن از اين مسئله ثبوت حال در ماهيات يا واسطهء بين هستى و نيستى را توجيه نمايند . عرفاى عالىمقام نيز در ارتباط با اين مسئله « اعيان ثابته » را مطرح كردهاند .
طرح مسئله عميق اعيان ثابته ، بدانگونه كه عرفاى بزرگ در آثار خويش مطرح كردهاند ، از گنجايش اين مختصر بيرون است . بررسى مسئلهء حال و ثبوت ، يا واسطهء بين هستى و نيستى ، نيز بدانگونه كه معتزله به آن پرداختهاند ، چندان سودمند به نظر نمىرسد ؛ زيرا هر شخص آگاه و بصير به خوبى مىداند كه بين هستى و نيستى هيچگونه واسطهاى معقول نيست و اگر كسى انديشهء خود را در اين راه به كار برد ، جز اتلاف وقت حاصلى به دست نمىآورد . اين بود خلاصهاى از آنچه در باب حركت جوهرى و ناآرام بودن ذاتى طبيعت كه مىتوان در اين مختصر آورد . اين مسئله يكى از اصول بنيادى فلسفهء ملّا صدرا است كه بيشتر مسائل فكرى و فلسفى خويش را بر آن مبتنى كرده است . بررسى دقيق اين مسئله نيازمند مجال بيشترى است .
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت دو تن از بهترين پيروان ملّا صدرا را در اين باب جهت توضيح بياوريم . يكى از اين دو تن ملّا محسن فيض كاشانى است كه شاگرد مستقيم وى نيز بوده است ؛ و ديگر حاج ملّا هادى سبزوارى است كه از
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: اسماعيل ناظم
ص١٩٢