مقصود از طبيعت ذاتى ، ذاتى باب ايساغوجى « 151 » است .
مقصود از طبيعت ذاتى ، ذاتى باب برهان « 152 » است .
اعم از اينكه مقصود از كلمهء ذاتى ، ذاتى باب ايساغوجى باشد يا ذاتى باب برهان ، به صحّت اين قاعده هيچگونه لطمهاى وارد نمىشود ؛ مگر اينكه كسى بگويد مقصود از اقتضاى ذاتى طبيعت هيچيك از دو احتمال نامبرده نيست ؛ بلكه اقتضاى دوران نخستين طبيعت است . اگر كسى اين احتمال را در مورد معنى اين قاعده موجّه بداند ، ديگر اين قاعده يك قانون عقلى نخواهد بود و طبعا از جرگهء مسائل فلسفى بيرون خواهد ماند .
شيخ الرّئيس ابو على سينا اين قاعده را در آثار خويش به كار برده و كوشش كرده برخى مسائل فلسفى را بر آن استوار سازد ؛ اما اينكه آيا وى تا چه اندازه از عهدهء اين كار برآمده ، يك پرسش است كه در خلال اين مبحث پاسخ آن خواهد آمد . از جملهء مسائلى كه ابن سينا بر اين قاعده مبتنى نموده ، انكار حركت جوهرى در طبيعت است . آگاهى در اين مورد سودمند است كه وى نيز مانند ساير فلاسفه تا پيش از زمان صدر المتألّهين به اصل بنيادى حركت در جوهر به ديده انكار مىنگريست .
ابن سينا و انكار حركت جوهرى
استدلال ابن سينا در باب انكار حركت جوهرى به اين ترتيب است كه مىگويد :
آنچه مقتضاى طبيعت ذاتى يك شىء است ، هرگز از آن جدا نمىگردد مگر اينكه خود طبيعت بهطور كلى نابود شود . از سوى ديگر هر جزئى از اجزاى حركت را مىتوان از طبيعت جدا كرد ، درحالىكه طبيعت همچنان به حالت خود باقى است .
بنابراين ، به هيچ وجه نمىتوان حركت را مقتضاى ذات و جوهر طبيعيت به شمار آورد . بهطور مثال هرگونه حركت را كه در يك جسم مشاهده نماييم ، ممكن است روزى از آن جدا گردد ؛ درحالىكه طبيعت جسم به هيچ وجه نابود نمىگردد . نتيجه
هامش
( 151 ) . ذاتى باب ايساغوجى عبارت است از اينكه چيزى عين ذات يا جزء ذات شىء باشد .
( 152 ) . ذاتى باب برهان يعنى چيزى كه عين ذات يا جزء ذات يا لازم ذات شىء باشد .