تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
گونه انكار نيست . ولى آنچه حكما در باب صادر اول گفته‌اند و آن را به عقل اول تعبير كرده‌اند ، صحيح نيست و به شدت مورد انكار شيخ اكبر محى الدّين عربى قرار گرفته است . زيرا شيخ در رساله‌اى كه به اين منظور نوشته مىگويد : چرا موجود يگانه‌اى كه نخستين صادر از حق است ، يك وجود عام نباشد كه آن را تجلّى سارى ، امداد الهى ، وجود منبسط ، رقّ منشور ، صبح ازل و نظاير آن نيز مىخوانند . عبارت وى در اين باب چنين است : ثمّ اعلم أنّ ايصل مسلّم عندنا لكن فى تعريفهم أنّ الواحد الصّادر الاوّل عن الحق تعالى هو العقل الاوّل ، منع ذكره الشّيخ فى الرّسالة المفصحة و هو لم لا يجوز أن يكون ذلك الواحد الصّادر الاوّل عن ذات الحق هو الوجود العام كما هو عند المحقّقين و هو الفيض الذّاتى المعبّر عنه بالتّجلى السّارى فى حقايق الممكنات و الامداد الالهى المقتضى قوام العالم و هو الوجود المنبسط و الرّق المنشور و النّور . . . . « 141 » مخفى نماند نزاع فيما بين فلاسفه و عرفا در باب صادر اول كه گروه نخست آن را عقل اول و گروه دوم آن را وجود منبسط مىدانند ، يك نزاع لفظى نيست ؛ بلكه بين اين دو نظر در مورد بسيارى از مسائل تفاوت بسيار است .

منكرين قاعده

در ميان گروهى از متكلمين كه قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » را انكار كرده‌اند ، دو تن از همه معروف‌ترند . آن دو تن عبارتند از : امام فخر رازى و ابو حامد امام محمد غزالى كه از چهره‌هاى درخشان علم كلام به شمار مىآيند . اين دو متكلم نامدار تا آنجا كه در توان داشته‌اند ، براى تباه كردن قاعدهء « الواحد » كوشيده‌اند . امام فخر رازى در بيش‌تر آثار خود اين قاعده را مطرح كرده و طرفداران آن را مورد حمله و انتقاد شديد قرار داده است . امام غزالى نيز در تهافت الفلاسفه فيلسوفان را در باب اعتقاد به اين قاعده نكوهش كرده و از يك نوع دشنام و بدگويى نسبت به آنان خوددارى نكرده است . وى سخن حكما را در اين باب به
هامش
( 141 ) . همان‌جا .