سپس صادر اول را به اعتبار جهات اول تا سوم ، منشأ صدور عقل دوم و نفس كلى و جسم فلكى به حساب مىآورد ؛ ولى جهات سهگانهء چهارم تا ششم را منشأ صدور چيزى نمىداند ؛ زيرا در اين جهات اعتبار غير به هيچ وجه لحاظ نشده است .
شارح در اينجا مسئلهء مزبور را تحت عنوان « إن قلت » به اين صورت مورد بررسى قرار مىدهد : جهات و اعتبارات سهگانه در صادر اول كه منشأ صدور عقل دوم و نفس كلى و جسم فلكى مىباشند يا موجودند يا معدوم و شق سوم براى آن متصور نيست . اگر گفته شود جهات سهگانه موجودند ، صدور كثير از واحد تحقق مىيابد ؛ ولى اگر گفته شود جهات سهگانه معدوم مىباشند ، اين اشكال پيش مىآيد كه چگونه ممكن است شىء معدوم علت يا جزء علت براى شىء موجود واقع شود ؟
سپس اين اشكال را تحت عنوان « قلت » به اين صورت پاسخ مىگويد : جهات و اعتبارات سهگانه در صادر اول فقط از شرايط محسوب مىشوند و نه چيز ديگر ، چنانكه خورشيد در روشن ساختن زمين به وسيلهء پرتو خويش ، مشروط است به اينكه داراى وضع و محاذات مخصوص بوده باشد ؛ به طورى كه اگر وضع و محاذات مخصوص نباشد ، زمين همچنان در تاريكى فروخواهد ماند و روشنايى از صحنهء گستردهء آن رخت برخواهد بست .
عبارت شارح مصباح الانس در اين باب بدينگونه است :
فإن قلت : إن كانت الاعتبارات الثلاثة الاوّل وجوديّة تعدّد الصّادر الاوّل ، و إن كانت عدميّة كيف صارت علّة للموجود أو جزء علّة ؟ قلت هى شرط العلّة كما مرّ فى نحو محاذاة الشمس لاحداثها الضّوء فى الارض و مدار إعتبار مثلها فى العقل الاوّل دون الحق ، كون الحق واحدا من كلّ وجه . . . و ليس العقل واحدا من كلّ وجه . فثبت أنّ كلّما تكثّر المعلول تكثر العلّة ، و كلّما إتّحد العلّة إتّحد المعلول به عكس النقيض . « 140 »
شارح پس از پايان اشكال و پاسخ در باب قاعده كه به صورت « أن قلت و قلت » انجام گرفته است ، اضافه مىكند كه مفاد اين قاعده نزد ما مسلم است و جاى هيچ
هامش
( 140 ) . مصباح الانس ، ص 30 .