تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
در طرح مسائل آشنا گردد ، به زودى از پندار باطل خويش بازمىگردد و به روشنى در مىيابد كه خواجه نسبت به قاعدهء « الواحد » سخت معتقد است تا جايى كه آن را نزديك به بديهى دانسته و مخالفت با مفاد آن را ناشى از عدم درك معناى صحيح وحدت به حساب آورده است . خواجه در مقام تأييد اين ادعا كه مفاد قاعدهء « الواحد » از حيث وضوح و روشنايى نزديك به بداهت است ، عنوان « تنبيه » را در كتاب الاشارات و التنبيهات شاهد آورده است . زيرا شيوهء شيخ الرّئيس ابو على سينا در اين كتاب اين است كه مسائل بديهى يا نزديك به بديهى را تحت عنوان « تنبيه » ذكر مىكند ، ولى مسائل غير بديهى را كه به بحث و استدلال بيشتر نيازمندند ، تحت عنوان « اشاره » مطرح مىنمايد . به همين جهت است كه ابن سينا اين كتاب را به عنوان الاشارات و التنبيهات ناميده است . عبارت خواجه نصير در اين باب چنين است : يريد بيان أنّ الواحد الحقيقى لا يوجب من حيث هو واحد إلّا شيئا واحدا بالعدد . و كان هذا الحكم قريب من الوضوح و لذلك رسم الفصل « بالتنبيه » و إنّما كثرت مدافعة النّاس إيّاه لاغفالهم عن معنى الوحدة الحقيقيّة . « 133 » با توجه به آنچه ذكر شد ، به روشنى معلوم مىشود كه خواجه نصير الدّين طوسى از طرفداران سرسخت قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » است ، اگرچه اعتقاد وى نسبت به اين قاعده ، در آثار كلامى وى به روشنى منعكس نيست و در بيش‌تر موارد با يك نوع ابهام توأم است . زيرا خواجه در آثار كلامى خويش بيش‌تر به ذكر اشكالات قاعده پرداخته و از آوردن براهين فيلسوفان خوددارى كرده است . خوددارى وى از نقل سخن فيلسوفان در آثار كلامى خويش از جهت اين است كه در طرح مسائل گوناگون پيوسته از شيوهء مخصوص خويش پيروى مىنمايد . شيوهء مخصوص وى اين است كه در هر رشته‌اى از رشته‌هاى گوناگون علوم ، هرگز از چهارچوب موازين آن خارج نمىشود و پيوسته از قوانين همان علم پيروى مىنمايد . خواجه نصير در بيشتر رشته‌هاى معارف اسلامى و علوم عقلى و رياضى مهارت كامل داشته است ، ولى مسائل علوم را هرگز با يكديگر مخلوط نكرده و
هامش
( 133 ) . الاشارات و التنبيهات ، ج 3 ، ص 123 .