آقاى دانشپژوه در آغاز مقدمهاى كه بر رسالهء سه گفتار خواجه نصير الدّين طوسى دربارهء چگونگى پديد آمدن چند چيز از يكى و سازش آن با قاعدهء « آفريده نشدن بسيار از يكى » نوشته است ، به نقل از ترجمهء فرانسوى كتاب ما بعد الطبيعهء ابن رشد سخن خويش را چنين آغاز مىكند :
دمكرتس ( ذيمقراطيس ) مىگويد كه يكى نشايد از دو پيدا شود ، چنانكه از يكى دو پديد نگردد . « 121 »
ارسطو اين سخن را از او دانسته و باز هم گفته است « به هست يگانه ، جز هستى و يگانگى نپيوندد » او و ابن رشد باز آشكار از قاعدهء « آفريده نشدن بسيار از يكى » ياد كردهاند . ولى همانطور كه ذكر شد ، سخن ابن رشد در متن كتاب ما بعد الطبيعه خلاف گفتهء آقاى دانشپژوه را اثبات مىنمايد . زيرا در اصل اين كتاب از انتساب اين قاعده به ذيمقراطيس و ارسطو سخنى به ميان نيامده است . از آنچه تاكنون گذشت ، يونانى بودن قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » به روشنى معلوم و آشكار مىگردد .
بررسى آثار يعقوب بن اسحاق كندى به نحو بارزى اين مدعا را تأييد مىنمايد ؛ زيرا وى كه در قرن دوم هجرى مىزيسته ، نخستين فيلسوف اسلامى است كه آثار فلاسفهء يونانى را به عربى ترجمه نموده است و مفاد قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » در آثار اين فيلسوف مورد بررسى قرار گرفته و پذيرفته شده است . وى در رسالهء كوچكى كه در باب اثبات وحدانيت خداوند و تناهى جرم عالم نوشته و آن را براى على بن جهم « 122 » فرستاده است ، اين قاعده را به تفصيل مورد بحث قرار داده و به آن استناد نموده است .
عبارت يعقوب بن اسحاق كندى در اين باب چنين است :
( المحدث واحد ) و المحدث لا يخلو أن يكون واحدا أو كثيرا ، فإن كان كثيرا فهم مركبون ، لانّ لهم إشتراكا فى حال واحدة لجميعهم أى لانّهم أجمعين فاعلون و الشّىء الّذى يعمّه شىء واحد إنّما يتكثّر أن ينفصل بعضه من بعض به حال ما فإن كانوا كثيرا ففيهم فصول كثيرة فهم مركّبون ممّا عمّهم و من خواصّهم . . . و المركّبون لهم مركّب ، ينّ مركّبا و مركّبا من باب
هامش
( 121 ) . سه گفتار ، ص 2 .
( 122 ) . على بن جهم ، شاعرى خراسانى الاصل است كه در دربار متوكّل بسيار مقرّب بوده و در سال 249 ه . ق درگذشته است .