و ديگر قاعدهء « كل ممكن زوج تركيبى » كه اكنون در اينجا مورد بحث و گفتوگو است .
بنابراين ، اگر كسى ادعا نمايد كه ابو على سينا نخستين فيلسوف از فلاسفهء اسلامى است كه اين قاعده را تحت عنوان « كل ممكن زوج تركيبى » مورد بحث قرار داده سخنى به گزاف نگفته است و اين ادعا از وى پذيرفته خواهد شد .
مطلب سومى كه از عبارات كتاب شفاى ابن سينا استفاده مىشود ، مسئلهء اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت است . زيرا از جملهء « و الّذى يجب وجوده بغيره دائما » چنين استفاده مىشود كه آنچه از ناحيهء فاعل براى شىء حاصل مىشود ، چيزى وراى ماهيت است و آن جز وجود ، چيز ديگرى نمىتواند بوده باشد . چنانكه از جملهء ديگر عبارت شيخ يعنى جملهء « هو حاصل الهويّة منهما جميعا فى الوجود » چنين مستفاد مىشود كه آنچه در حقيقت و نفس الامر موجود است ، همانا وجود است و ماهيت ، كه امرى اعتبارى است ، به نوعى از انواع اتحاد با وجود متحد است . به اين ترتيب ريشهء مسئلهء اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت را مانند دو قاعدهء « بسيط الحقيقة » و « كلّ ممكن زوج تركيبى » بايد در آثار شيخ الرئيس جستجو نمود ؛ زيرا اين مباحث در فلسفهء وى آغاز مىشوند و در حكمت متعاليهء صدر المتألّهين به اوج كمال و مرحلهء پايان خويش مىرسند .
كلّ متحرّك فله محرّك غيره
اين قاعده را بايد يكى از راههاى مهم اثبات صانع در فلسفه به حساب آورد ؛ زيرا حكما با اتكاء به اين قاعده و امتناع عقلى دور و تسلسل ، به اثبات محرك اول دست يافتهاند .
آنها براى رسيدن به اين منظور از دو طريق استدلال كردهاند : يكى از آن دو طريق فاعل بودن محرك اول ؛ و ديگرى غايت بودن آن را اثبات مىنمايند .
نخستين فيلسوفى كه از اين طريق به اثبات محرك اول پرداخته ارسطو را بايد نام برد .
الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد
از يكى ، جز يكى پديدار نگردد ؛ پس بسيار ، از يكى آفريده نباشد . مبدأ واحد را در واحد و منشأ را در كثير بايد جستجو نمود .