مقصود از كلمهء كائن ، موجودى است كه با يك سلسله فعل و انفعالات مادى در جهان حادث گردد ؛ زيرا مطابق اصطلاح مخصوص حكما ، كه براساس يك نوع تقسيم و طبقهبندى بين موجودات به وجود آمده « كائنات و مكوّنات » عبارتند از موجودات مادى و در مقابل مكوّنات ، مخترعات و مبدعات قرار گرفتهاند كه از مرحلهء ماديات محضه برترند .
مخترعات عبارتند از موجوداتى كه نه مادى محضاند و نه مجرّد كامل ؛ بلكه از پارهاى جهات مجردند ؛ چون داراى خصوصيات زمان و مكان و ثقل نيستند ، اگرچه از برخى جهات به مرحلهء تجرد كامل نرسيدهاند ، چون از جهت مقدار و اندازه مجرد نيستند ؛ مانند صور برزخيه كه در جهان پهناور انديشهء انسان ، كه آن را عالم مثال متصل مىگويد ، يا عالم مثال مطلق ، كه آن را مثال منفصل مىگويند ، وجود دارند و در برخى حالات مانند رويا و غيره به نحو بارزى خودنمايى مىكنند . « مبدعات » عبارتند از موجوداتى كه مجرد محضاند و هيچگونه اثرى از آثار ماده در آنها پيدا نمىشود ، مانند عقول مفارقهء طوليه و عرضيه . با توجه به آنچه گذشت ، صدق قاعدهء « كلّ كائن فاسد » در مورد مكوّنات به روشنى معلوم مىگردد .
يعقوب بن اسحاق كندى نخستين فيلسوف اسلامى ، اين قاعده را معتبر دانسته و مدلول آن را در مورد موجودات عالم عنصرى پذيرفته است . وى كليهء موجودات عنصرى را كه تحت كرهء قمر واقع شدهاند مركب از چهار عنصر دانسته كه به ترتيب عبارتند از :
1 . آب
2 . هوا
3 . خاك
4 . آتش
تشكيل هر جسمى از اجسام را نيز فقط به وسيلهء هيولا و صورت ميسر دانسته و كون و فساد را از لوازم اين جهان به حساب آورده است . بنابراين ، قاعدهء « كلّ كائن فاسد » را در مكوّنات صادق مىداند نه در غير مكوّنات ؛ چنانكه مىگويد :
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: اسماعيل ناظم
ص١٤٤