فرض نماييم ، مستلزم قسر دائمى خواهد بود ، ولى چون قسر دائمى محال است ، تعدّد و انفصال در عوالم نيز محال خواهد بود ؛ چنانكه مىگويد :
و أيضا الّذى بالقسر من الضّرورة أن يزول و يعود إلى ما كان أوّلا عليه بالذّات فتلك العوالم ستجمع ثانية فهى مجتمعة و غير مجتمعة أبدا . « 102 »
ملّا هادى سبزوارى
حاج ملّا هادى سبزوارى نيز با اتكاء به عنايت ازلى و علم فعلى حقتعالى به نظام احسن و اتقان صنع در خلقت ، قسر دائمى و اكثرى را محال دانسته و آن را به عنوان يك قاعده به طرز بديعى به صورت نظم آورده است ؛ چنانكه مىگويد :
و القسر لا يكون دائما كما * لم يكن بالأكثر فلينحسما
إذ مقتضى الحكم و العناية * إيصال كلّ ممكن لغاية
« 103 »
فيض كاشانى
ملّا محسن فيض كاشانى ، با توجه به مقتضاى قاعدهء امتناع قسر دائمى و اكثرى ، و با توجه به مسئلهء شمول رحمت واسعهء حقتعالى نسبت به همهء موجودات ، شبهه را در باب معاد و خلود در دوزخ مطرح كرده و به آن پاسخ داده است . شبهه اين است كه اصل همهء موجودات از رحمت بىپايان حقتعالى است و هر موجودى بايد روزى به اصل خويش بازگردد . از طرف ديگر عذاب ، كه نتيجهء گناه است ، براى بشر عارضى است و نسبت به رحمت واسعه ، كه اصل انسان است ، حالت قسرى دارد ؛ چنانكه اين معنى به روشنى از اين آيهء شريفه مستفاد مىشود : « عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى وسعت كلّ شىء »
در اين هنگام به مقتضاى قاعدهء امتناع قسر دائمى و اكثرى ، عذاب اهل دوزخ كه نسبت به سرشت پاك آنان حالت قسرى دارد ، جاودان نخواهد بود ؛ درحالىكه مطابق شرايع آسمانى و روايات و آيات معتبرهء اسلامى ، اهل بهشت و دوزخ جاودانه در نعمت و عذاب الهى مخلّد خواهند بود و اصحاب دوزخ را هيچوقت از عذاب خلاصى نخواهد بود .
هامش
( 102 ) . همان ، ج 6 ، ص 95 .
( 103 ) . شرح منظومه ، ص 123 .