تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
مع الجوهر العاقل كما هو عندنا . و على هذا فالمطلوب أظهر ، إذ يستحيل أن يتّحد ما لا وضع له بما له وضع . « 96 » تذكر اين نكته لازم است كه صدر المتألّهين نه تنها عاقل را مجرد مىداند ، بلكه نيروى متخيّله و به‌طور كلى مدركه را مجرد مىداند . در نظر وى ادراك بدون تجرّد امكان‌پذير نيست .

القسر لا يكون دائميا و لا اكثريا

قسر ، كه عبارت است از جريان شىء بر خلاف مقتضاى طبيعت خويش ، به‌طور دائمى و اكثرى امكان‌پذير نيست ؛ يعنى هيچ‌گاه يك شىء در تمام يا اكثر اوقات بر خلاف مقتضاى طبيعت خويش جريان پيدا نمىكند . ولى ممكن است برخى اشياء ، در برخى اوقات ، بر خلاف مقتضاى طبيعت خويش بر سبيل قسر جريان يابد ، اگرچه به زودى از زير بار سيطرهء نيروى قاسر بيرون آمده طريق اصل خويش را طى نمايد . و اين از آن جهت است كه در تنگناى جهان عناصر ، اشياء با يكديگر برخورد و اصطكاك پيدا مىكنند و هرگونه برخورد و اصطكاك پيدا مىكنند و هرگونه برخورد و اصطكاك بين موجودات ، يك نوع جريان قسرى را ايجاب مىنمايد كه اين نوع قسر در برخى اوقات براى اشياء امكان‌پذير است ؛ ولى براى هميشه يا بيش‌تر اوقات هرگز امكان‌پذير نخواهد بود .

برهان قاعده

اثبات اين قاعده ، بدون اثبات علت غايى براى موجودات در جهان آفرينش و هم‌چنين بدون توجه به حكمت و عنايت ربانى در نظام هستى ، امكان‌پذير نيست ؛ چنان‌كه دانشمندان مادى كه به وجود علت غايى در جهان خلقت معتقد نيستند ، مدلول اين قاعده را نپذيرفته‌اند و چنين مىپندارند كه برخى از انواع موجودات در اثر سيطرهء نيروى قاسر به قسر دائمى يا اكثرى از بين رفته‌اند . شايد مسئلهء حلقهء مفقوده در نظريهء معروف تكامل ، كه
هامش
( 96 ) . الاسفار الاربعه ، ج 3 ، ص 470 .