دارد واقعا يك فاكتور افزايش رشد باشد و پس از آن مواد ناشناختهء ديگرى را نيز دانشمندان به نام ويتامين
B 14
و ويتامين
B 15
نامگذارى كردهاند كه داراى خواص و آثار زيادى هستند و تحقيقات دانشمندان مرتبا روشنايىهاى ديگرى را در مورد آنها به بشريت عرضه مىنمايند .
براى نتيجهگيرى از بحث فوق در مورد عوامل و فاكتورهاى نامشخص در مواد طبيعى غذايى بحث را با اين توصيه پايان مىدهيم كه براى استفاده از كليه مواد موجود در محصولات غذايى مختلف بهترين راه اين است كه محصولات بطور طبيعى خورده و مصرف شوند و اينكه فكر كنيم چه فرقى دارد اگر مواد شيميايى شناخته شده موجود در فرآوردههاى غذايى نظير پروتئينها و امينو اسيدها و چربىها و هيدراتهاى كربن و ويتامينها و غيره ، به طور شيميايى و تركيبى در آزمايشگاهها تهيه و به صورت قرص يا انواع مكملها مصرف شوند ، تصور ناصحيحى است و با احتمال زياد نتايج منتظره ، از خوردن مواد خالص ساخته شده صنعتى حاصل نمىشود و راه صحيح اين است كه اصل مواد بطور طبيعى از فرآوردههاى حيوانى يا گياهى يا هر دو تهيه و خورده شود . از طرف ديگر چون مىدانيم كه فاكتورهاى ناشناخته در انواع مواد غذايى حيوانى و گياهى بههرحال وجود دارد ، بنابراين عاقلانهترين راه اين است كه حتى الامكان در هر وعده غذا از انواع مواد غذايى طبيعى استفاده كنيم نه يك نوع . مثلا شير و فرآوردههاى لبنى ، گوشت ، تخممرغ و گوشت سفيد ، مرغ و ماهى ، دانههاى غلات ، سبزيجات و ميوهجات از جمله مركبات در برنامه غذايى روزانه باشد . اگر كسى بتواند انواع متنوع مواد غذايى و طبيعى را در برنامه خوراك روزانه خود منظور نمايد ، قطعا نياز نخواهد داشت از قرصهاى ويتامين و مخمّر آبجو يا ملاس و مالت و غيره استفاده كند . بايد توجه نمود كه اين توصيهها در مناطق مختلف با آب و هواى متفاوت و حتى براى جوامع مختلف ممكن است فرق كند . مكاتب مختلفه تغذيه نيز نظرات متفاوتى دارند .