مىشود كه خوردنش منشأ ناراحتىهاى خاصى ممكن است بشود .
انواع قندها داراى شيرينى يكسان نيستند . معمولا قند رسمى يا سوكروز كه در چغندر و نيشكر وجود دارد نوع قند استانداردى است كه شيرينى ساير قندها با آن مقايسه مىشود . و اگر شيرينى سوكروز را بعنوان شيرينى مبنا 100 بگيريم ، شيرينى گلوكوز معادل 75 خواهد بود . فروكتوز يا قند ميوهجات كه از نظر فرمول با گلوكوز يكسان است و لوولوز « 1 » نيز گفته مىشود و در حقيقت ايزومرى از آن مىباشد شيرينى آن از گلولوكوز بيشتر است و بر حسب ذائقه اشخاص مختلف داراى شيرينى معادل 175 - 110 است . شيرينى گالاكتوز كمتر است و رقمى بين 70 - 35 و شيرينى لاكتوز يا قند شير در حدود 30 - 15 مىباشد . مواد غذايى پس از جويده شدن از دهان عبور كرده و بلع شده وارد معده مىشوند . در معده انزيمهاى لازم براى هضم پروتئين به آن اضافه شده و بعنوان انبار موقت مواد غذايى براى مدت كوتاهى در معده مىماند و ضمن اين مدت رقيقتر مىشود . مولكولهاى هيدرات كربن بطورى كه قبلا شرح داده شد بر حسب نوع هيدرات كربن داراى اندازه و ابعاد مختلفى هستند بعضى بزرگتر و برخى كوچكتر است . همينطور در قابليت حل شدن نيز متفاوت مىباشند و در نتيجه از نظر فشار اوسموزى « 2 » در جريان جذب رودهاى متفاوت هستند .
فشار اوسموزى با زبان ساده عبارت است از نيروى جذب آب محلولهاى غليظ .
مثلا وقتى كه گلبولهاى قرمز خون در آب گذارده شوند فشار اوسموزى محلول داخل گلبول كه غليظتر از آب است موجب مىشود كه آب با فشار داخل گلبول شده و باعث تورم آن گردد تا آنجا كه اگر مدتى ادامه داده شود گلبول پاره شده و مىتركد و وقتى كه مقدار زيادى گلوكوز و سوكروز خورده شود فشار اوسموزى محلول داخل معده بالا مىرود و آب از نسوج بدن عبور كرده داخل معده مىشود تا محلول داخل معده را رقيق كند اين عمل موجب اتساع معده و كاهش اشتها مىشود . و اگر حيوانى با علوفهاى
هامش
( 1 ) .Levulose .( 2 ) .Osmotic Pressure .