گليسرول دارد و بعلاوه سرعت هضم و جذب آن به ميزان توانايى محلول چربى براى خرد شدن به ذرات فوق العاده ريز مربوط مىباشد . اين توانايى يا بعبارت بهتر آمادگى خرد شدن به ذرات فوق العاده ريز در مورد محلولهاى چربىهاى جدا و آزاد خيلى كم بلكه اصولا وجود ندارد ولى در مورد ساير چربىها كه جدا نبوده و مخلوط با ساير مواد هستند مانند چربى زردهء تخممرغ ، چربى شير ، چربى مايونز و غيره نسبى مىباشد ، همراه با ساير شبه چربىها كه از منابع مختلفه داخل بدن توليد مىشوند به نسوج مختلف حمل مىشوند . در جريان حمل چربىها توسط خون ، شبه چربىها به شكل اجزاء با ساختمان پيچيدهاى با ابعاد مختلف كه به آنها ليپوپروتئين
( Lipoproteins )
گويند در لفاف پروتئين موجبات مخلوط شدن و آميختن چربىها را با مايع پلاسما فراهم مىنمايند .
پس از خوردن غذاهاى خيلى چرب بزرگترين تكه اين ليپوپروتئينها كه كايلومايكرون
( Chylomicrons )
ناميده مىشوند شكل شيرى به پلاسما مىدهند . ساير ليپوپروتئينها كه داراى ابعاد كوچك و بعضى از آنها در ابعاد خيلى ريز اولتراميكرسكپى هستند و سنگينترهاى آنها را آلفاليپوپروتئين
( a - lipoproteins )
و سبكترهاى آنها را بتاليپوپروتئين
( B - lipoproteins )
مىنامند وارد كبد مىشوند .
نسبت بين آلفا پروتئينها و بتاپروتئينها اگر كمتر از يك دوم باشد علامت وجود ناراحتى و ضايعهاى در عروق اكليلى قلب است و نسبت 7 % و بيشتر در اشخاص سالم و طبيعى ديده مىشوند . مقدار ليپوپروتئينها معمولا بلافاصله پس از خوردن غذا بالا مىرود ولى پس از 3 - 6 ساعت از پلاسما خارج مىشوند .
چربىهاى مواد شبه چربى به هر كجاى بدن كه مورد نياز باشند از جمله به نسوج پوست ، نسوج مغز ، نسوج اعصاب و يا به انبار ذخيرهء چربى بدن تحويل مىگردند و مقدارى از آنها نيز توسط نسوج اكسيده شده و انرژى حرارتى براى بدن تهيه و توليد مىنمايند .
در مدتى كه مقدار چربى خون خيلى زياد است ، صرفنظر از اينكه نوع چربى چه