تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
اكثر كتاب‌هايى كه مستشرقين در مورد فرهنگ و تمدن و علوم مسلمانان نوشته‌اند به چشم مىخورد و به همين دليل برخى از مترجمين اين‌گونه كتاب‌ها ، سعى كرده‌اند كه در ترجمه خود برابرهاى درست اين كلمات را بياورند و نه ترجمه تحت‌اللفظى را . زيرا : « بيشتر دانشمندان اسلامى ( كه به غلط آنان را عرب شمرده‌اند و بايد به جاى جمله طب عربى ، طب اسلامى را استعمال كرد ) از ملل غير عرب مانند ايرانى ، ترك ، عراقى ، هندى ، بربر و غيره بوده‌اند ، و در اين ميان ايرانيان مقام بس شامخى را دارا بوده‌اند . به‌طورىكه بيش از دو ثلث كليه دانشمندان و پزشكان ، ايرانى الاصل بوده‌اند » . « 1 » به‌هرحال ، اگر بخواهيم خدمات بسيار درخشان مسلمانان را نسبت به دانش پزشكى ، كه به‌طور بسيار وسيعى انجام گرفته است ، كاملا مختصر كنيم و فقط به اشاره از كنار آن بگذريم - كه در اين صورت البته هيچ‌گاه حق مطلب را ادا نكرده و دچار قصور هم گشته‌ايم - بايد بگوئيم كه : « اطباء اسلامى ( به‌خصوص ايرانىها ) حد اقل چهار اثر مهم در طب از خود به يادگار گذارده‌اند به قرار زير : نخست آنكه طب پراكنده و مشوش يونانى را مرتب نموده‌اند . دوم آنكه طب را از صورت نظرى بيرون آورده و طب عملى را ايجاد كرده‌اند . سوّم آنكه علم الامراض را بسط و توسعه داده و بسيارى از بيمارىها كه تا آن زمان از آن اطلاع فراوان نبوده در علم طب وارد نموده‌اند . چهارم آنكه اثر داروها را در طب از نظر وظائف الاعضاء وارد ساخته‌اند . « 2 »
هامش
( 1 ) - مختصر تاريخ علوم پزشكى ، ص 205 . ( 2 ) - ترجمهء قصص و حكايات المرضى ، ص 7 مقدمه .