مىنمودند ، « 1 » و آنگاه براى بستن محل عمل انواع مختلف بخيه به كار مىبردند . « 2 » در خون گرفتن نيز لااقل از نظر تئورى به اندازهء يك جراحى بزرگ دقت و مراقبت انجام مىگرفت . « 3 » وى سپس اضافه مىنمايد كه در ايران به اول اسم جراحانى كه در كار خود تبحّر فراوان داشتند كلمه « استاد » اضافه مىشد . اين رسم از ايران به انگلستان برده شد و تا امروز نيز باقى مانده است و تيتر استاد جراحى
( Master of Surgery )
بالاترين تيترى است كه دانشگاههاى آكسفورد ، كمبريج و لندن به برخى از دانشجويان فارغالتحصيل رشته جراحى مىدهند . « 4 »
دكتر الگود چنين ادامه مىدهد كه : « در مورد سرطان بود كه جدىترين اعمال انجام مىشد . شرحى كه ابن سينا دربارهء درمان بيمارى بدخيم نوشته مىتوانست امروز نوشته شود . به نظر وى تنها راه چاره اين است كه بيمار در مراحل اوليهء آن تحت نظر قرار گيرد . ابن سينا بعدا اضافه مىكند كه حتى باز هم معالجه قطعى نيست . . . با توجه به درمان نوين غده سرطانى اين نكته جالب توجه و شايان ذكر است كه بهاء الدوله پس از بيان روشهاى متعارف جراحى اضافه مىكند كه به نظر وى هيچ روشى بهجز به كار بردن سرب به صورت محلول در تيزاب در درمان سرطان مؤثر نيست . مطالعهء جراحىهاى شكم حتى شگفتانگيزتر است ، زيرا به نظر مىرسد كه جراحان آن دورهء به اصطلاح عقبمانده ، به راحتى شكم را باز مىكردند و حفرهء صفاقى را با روش مجاز امروزى عمل مىكردند » . « 5 » « ما مىبينيم كه جرجانى در پايان مطالب
هامش
( 1 ) - همان ، ص 184 .
( 2 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 338 .
( 3 ) - همان ، ص 339 .
( 4 ) - طب در دورهء صفويه ، ص 151 .
( 5 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 326 .