ميل به سوى هوى . و درآمدن در سلك شيطان گمراه و بيرون رفتن از فرمان ناطقه » . « 1 » و يا نسبت اشتباه به ارسطو دادن را چنين بازگو مىكند : « و يا مىبايد ارسطو طاليس ، معاذ الّه ، در حدّ مكان غلط كرده باشد » . « 2 » و از انتقاد ابن رضوان نسبت به « حنين » چندان خشمگين مىشود كه مىنويسد : « يكى از دوستان به من رسانيد رسالهاى كه شيخ [ منظور ابن رضوان است ] نوشته در ردّ « حنين بن اسحاق » و ابطال كلام او در مسايلى كه براى فرزند خود از كتب « جالينوس » برچيده . پس مطالعه كردم آن را . ديدم نام آن ، اغلوطات حنين بن اسحاق كرده . اين وقت دانستم كه خداى سبحانه بندگان را به سبب خطا تعجيل عقوبت نمىفرمايد . و مهلت مىدهد هر قدر كه خواهد » . « 3 » به همين دليل است كه دكتر الگود ضمن سخن از كتابى از عبيد إله بن جبرئيل ، نبيرهء بختيشوع دوم ، كه طبيبى مسيحى بوده و در سال 1058 ميلادى فوت كرده ، مىگويد : « ولى مطالب و افكارى كه در آن توجيه گشته كاملا يونانى است . . . به عبارت ديگر مىتوان گفت كه عشق عرب به مطالعات نظرى و دانش يونانى هنوز بهعنوان مانعى در راه تحقيقات پزشكى عملى بوده است » . « 4 »
2 - به دلائل فوقالذكر ، تا آن زمان كه مدار علم پزشكى در دست طبيبان و مترجمين مسيحى قرار داشته است ، هيچگونه كار نو و تازهاى در اين علم صورت نمىگيرد ، زيرا عمدهء كار آنان ترجمه و اقتباس از پزشكى يونان و نداشتن كوچكترين تخطى از آن بوده است ، نه حركت و نوآورى .
3 - سلطهء كامل پزشكان غير مسلمان بر امور پزشكى ، كه خود يكى از نتايج ترجمه
هامش
( 1 ) - همان ، ص 428 .
( 2 ) - همان ، ص 420 .
( 3 ) - همان ، ص 423 .
( 4 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 247 .