كه فقط از طريق ائمه معصومين ( ع ) امكانپذير بوده است ، بازدارند . زيرا كه بزرگترين خطر از ديدگاه خلفا براى ادامه سلطه و حكمفرمائيشان - كه با زور و تزوير در جايگاه رهبرى جهان اسلام نشسته بودند - همان توجه و اقبال مردم به جانشينان واقعى پيامبر اسلام ( ص ) ، يعنى امامان شيعه بود . بدينترتيب كتابهاى فلسفى فراوانى به امر خلفاى عباسى ، بهخصوص مأمون ، كه هموزن هر كتاب ترجمهشدهاى به مترجم طلا مىداد « 1 » ، از زبان يونانى به عربى ترجمه و در ميان مسلمانان منتشر گرديد .
بررسى اثرات ترجمه كتابهاى يونانى به عربى توسط مسيحيان
قبلا اشاره گرديد كه مسلمانان با شور و اشتياق در پى بهدست آوردن علوم مختلف بودند . مراكز اين علوم در آن روزگار ، از شرايط يكسانى براى مسلمانان برخوردار نبود . چين و هندوستان خارج از دسترس بودند و امكانات استفاده از دانش آنان محدود ( مثل هند ) و يا حتى غير ممكن ( مثل چين ) بود . از سرزمين ايران نيز كتابهاى علمى چندانى به دست نيامده بود ، اما در مقابل ، شرايط موجود همه به نفع مترجمين كتابهاى يونانى بود كه تقريبا عموم آنان مسيحى بودند .
شكى نيست كه ترجمه كتابهاى علمى امرى بود ضرورى و سودمند ، و همين اقدام بود كه مقدمات اوليه برخى از دانشهاى مسلمين را فراهم نمود . مسلمانان از همين طريق با علومى مثل پزشكى ، رياضى و غيره آشنا شدند ، امّا نه تنها به اين علوم در همان سطح كه بود نمىتوانستند قانع باشند بلكه دانشمندان سختكوش مسلمان ،
هامش
( 1 ) - ترجمه قصص و حكايات المرضى ، ص 103 .