ابن ناعمهء حمصى بودند كه روش آنها در ترجمهء كتب همان ترجمه تحتاللفظ و به قول طلاب قديم « ترجمه كان يكون » بود . يعنى بهجاى هر كلمهاى كه يونانى و سريانى يا هندى و فارسى بود ، يك لفظ عربى مىگذاشتند بدون اينكه به جملهء عبارت و به حاق مطلب و اصل مقصود توجه داشته باشند . الفاظ عربى كه انتخاب مىكردند ، همه جا قالب تمام اندام كلمات خارجى نبود و چهبسا كه معنى و مفهوم مخالف مىبخشيد . بيشتر اشتباهات و تخليطات كه در مسائل فلسفى و كلامى و بيان اصول و عقايد و آراء فلاسفه قديم ، و حتى در مسائل رياضى شده ، به عقيده من منشأش همان ترجمههاى ناقص مغلوط است ، چه بسيار معضلات و عويصات مسائل علمى و اعتقادى كه به دست و پاى علما و دانشمندان اسلامى پيچيده ، و سببش همان ترجمههاى نارواى مترجمان اوليه بوده است . . . بارى يك دسته از مترجمان اوليه اسلام كه متأسفانه اكثريت داشتند ، از نوع همان يوحنا بن بطريق و ابن ناعمهء حمصى بودند » . « 1 »
5 - سوءاستفاده از ترجمه بهعنوان يك حربه و اسلحهء مخّرب توسط خلفا . تاريخ قرنهاى اوليه اسلام مالامال از ذكر جنايات و دشمنىهاى ددمنشانه ستمپيشگانى است كه براى بهدست آوردن قدرت و سلطنت و حكومت بر مسلمانان از هيچ اقدامى بر عليه جانشينان معصوم پيامبر اسلام ( ص ) فروگذارى نكردند . از آنجا كه عموم مردم از شايستگى و حق مسلّم ائمه معصومين ( ع ) براى امامت و رهبرى جهان اسلام آگاه و قلبا بدان معترف بودند ، اين امر خلفاى غاصب را بر آن وامىداشت تا براى
هامش
( 1 ) - تاريخ علوم اسلامى ، ص 88 - 89 .