از ابن جلجل مىباشد كه در سال 377 ه . يعنى همزمان با كتاب « الفهرست » ابن نديم تأليف شده است » . « 1 » « ابن جلجل در ( آغاز - گروه نهم ) از اين كتاب مىگويد : در كشور اندلس تا زمان امير عبد الرحمن بن الحكم ( 207 - 238 ) جز چند تن پزشك مسيحى اطباى ديگرى نبوده است ، و مرجع اين پزشكان نصرانى در تعليم طب كتابى بوده كه از كتب نصارى ترجمه شده بنام « الابريسم » به معنى « المجموع » يا « الجامع » به گمان من كتاب « الفصول » ابقراط بوده . . . » « 2 » . از آنجا كه فرهنگ و تمدن اندلس برگرفته از سرزمينهاى خلافت شرقى و متأثر از آن است كافى است مجددا به اين نكته اشاره كنيم كه : « دربار اندلس ، گروهى يهوديان و مسيحيان اندلسى و تازه مسلمان آن ديار را براى فراگرفتن علوم و معارف اسلامى به خاورزمين ، بغداد و ديگر بلاد خاورى روانه مىساختند تا پس از تكميل تحصيلات علمى به اندلس بازگردند . . . « 3 » بيشتر كتابهاى علمى و طبى و غيره كه در مشرقزمين از يونانى به عربى ترجمه گرديده بود در زمان عبد الرحمن الناصر - چنانكه ابن جلجل گفته است - به اندلس رسيده ، و مورد استفاده اهل دانش و تحقيق مخصوصا پزشكان قرار گرفته است » . « 4 »
علل رواج بازار ترجمه در اين دوران
پس از بررسى كوتاه و فشرده چگونگى پيدايش ترجمه در ميان مسلمانان ، براى تكميل اين بحث ضرورى است كه به برخى از علل رواج امر ترجمه نيز به اختصار اشاره گردد .
هامش
( 1 ) - طبقات الاطباء و الحكماء ، ص 1 و 2 پيشگفتار .
( 2 ) - همان ، ص 6 پيشگفتار .
( 3 ) - همان ، ص بيست و دو پيشگفتار .
( 4 ) - همان ، ص 41 .