خود نوشته شده باشد ، آمده است ؟
ابن نديم بهعنوان نويسنده كهنترين كتابشناسى در تمدن اسلامى ، به بخشى از اين سئوال پاسخ مىدهد . او پس از آنكه به حمله اسكندر به ايران و كشتن دارا و خراب كردن شهرها و كاخ شاهان ايران و آتشسوزىهاى او اشاره مىكند ، چنين ادامه مىدهد : « و از آنچه در ديوانها و خزينههاى اصطخر بود رونوشتى برداشته و به زبان رومى و قبطى برگردانيد ، و پس از آنكه از نسخهبردارىهاى مورد نيازش فراغت يافت ، آنچه به خط فارسى كه به آن كشتج مىگفتند ، در آنجا بود ، به آتش انداخته ، خواستههاى خود را از علم نجوم ، طب ، و طبائع گرفته ، و با آن كتابها و سائر چيزهائى كه از علوم ، اموال ، و گنجينهها ، و علما به دست آورده بود به مصر روانه داشت . و چيزهائى در هند و چين ماند كه پادشاهان ايران در دوران پيامبر خود زرتشت ، و جاماسب حكيم نسخهبردارى نموده ، و به آنجا فرستادند . . . » . « 1 » و سپس نتيجه مىگيرد كه : « از اين جهت در عراق علم رو به اندراس گذاشته و از هم پاشيده شد ، و علما باهم اختلاف پيدا كرده ، و از ميان رفتند » . « 2 » اگر ابن نديم مطلب را به همينجا خاتمه مىداد مىتوانستيم بگوئيم كه به سئوال فوق تا حدودى پاسخ داده است ، گرچه هنوز اين پرسش ممكن بود بدينگونه مطرح شود كه آيا كشور متمدنى مثل ايران ، از زمان حمله اسكندر تا ظهور اسلام هيچ كتابى در زمينهء علوم مختلف تأليف ننموده است ؟ درحالىكه وى ، مطلب را ادامه داده و مىگويد : « تا آنكه اردشير بن بابك ، از خاندان ساسان به پادشاهى رسيد . . . و همينكه زمام كليه امور را به
هامش
( 1 ) - همان ، ص 436 .
( 2 ) - همان ، ص 437 .