حكمت و ينبوع عدل و سياست بودهاند ، ليكن به سبب بعد ميان ما و بلاد ايشان ، تصانيف و تواليف ايشان به ما نرسيده ، و از علوم ايشان الّا قليلى كه از علماء ايشان شنيده باشيم ، چيزى نزد ما نيست » . « 1 » وى در جاى ديگرى از كتاب خود داستان طبابت « صالح بن بهلة الهندى » را بيان مىكند ، كه به روش هنديان طبابت مىكرد و پسر عموى هارون الرشيد را كه به شدت مريض بود و پزشك مسيحى دربار « جبرئيل بن بختيشوع » نتوانسته بود او را معالجه نمايد و اعلام كرده بود تا هنگام شب خواهد مرد ، وى با اطمينان گفت كه نخواهد مرد و حتى پس از آنكه خبر مرگ او را براى خليفه بردند و اطلاع دادند كه او را كفن كردهاند مجددا اطمينان داد كه نمرده و سپس او را معالجه كرد و وى سالها بعد از آن زنده ماند ! « 2 »
امّا در مورد ايرانيان ، آنچه ابن نديم در ذيل عنوان : « نام كتابهاى فارسيان در طب ، از مشاهير طبيبان دوران پادشاهان ايران كه تأليفاتشان به ما رسيده و به عربى درآمده است » آورده است ، فقط نام « تيادورس » به چشم مىخورد كه در مورد او نوشته است :
« نصرانى بود و شاپور ذو الاكتاف براى او كليسائى در شهرش بنا نمود ، و به قولى پايهگذار آن بهرام گور بوده و از وى كتابى به عربى ترجمه شده است : كتاب « كناش تيادورس » . « 3 » البته ابن نديم در چند جاى ديگر الفهرست مجددا به كتابهاى ايرانيان و نام مترجمين فارسى به عربى اشاره نموده است . اما اين كتابها اغلب افسانه و اساطير است و نه كتب علمى . « 4 » سئوالى كه اينجا مطرح مىشود آنست كه پس چه بر سر كتابهايى كه مىبايست توسط يك كشور متمدن قديمى مثل ايران در طول تاريخ
هامش
( 1 ) - تاريخ الحكماء قفطى ، ص 366 .
( 2 ) - همان ، ص 299 - 303 .
( 3 ) - كتاب الفهرست ، ص 536 .
( 4 ) - همان ، ص 441 ، 541 ، 556 ، 557 ، 559 .