تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
حنين و مترجم سريانى به عربى ، « عيسى بن يحيى » از شاگردان حنين و مترجمى بسيار خوب ، « طيفورى » طبيب مترجم چند كتاب طبى و نيز « يعقوب سيرانى » ، « اسحاق بن حنين » ، « ابن صهاربخت » ، « الجلاحى » ، « ساهر » ، « اهرن كشيش » ، « ماسرجيس » ، « سابور بن سهل » مسيحى ، « ابن قسطنطين » ، « عيسى بن ماسرجيس » « 1 » ، و ده‌ها مترجم عيسوى مذهب ديگر در اين زمان به كار ترجمه اشتغال داشته‌اند . يكى از مترجمين اوليه : « ماسرجويه » يهودى بوده كه در بصره به دنيا آمده و زبان مادريش سريانى بوده است ، و قديمىترين ترجمه‌هاى معروفى كه از طب يونانى به عربى انجام شده كناش اهرون است كه به وسيلهء ماسرجويه انجام گرفته است . هارون القس ( يا اهرون قسيس ) اسكندرانى خود اهل سوريه بود كه مقارن ظهور اسلام مىزيست . « 2 »

بنى عباس و ترجمه كتب هندى و ايرانى

گرچه اكثريت كامل كتاب‌هاى ترجمه شده در اين دوران به زبان يونانى بوده است ، اما اين بدان معنى نيست كه ديگر كتابى از هيچ زبانى به عربى ترجمه نشده باشد . پس از رواج امر ترجمه ، ترجمه از زبان هندى و ايرانى نيز كم‌وبيش مورد توجه قرار گرفت . « در روزگار فرمان‌روائى عرب كسى كه دربارهء هند جد و جهدى از خود نشان داد ، يحيى بن خالد برمكى ، و گروه برمكيان بود ، ( و احتمال دارد اين حكايت صحيح باشد ، اگر اين را هم به چيزهائى اضافه نمائيم كه از برمكيان ) و اهتمامشان به امور هندوستان ، خواستن علماء طب و حكيمان آنها ، مىدانيم » . « 3 » « يحيى همچنين يك
هامش
( 1 ) - همان ، ص 528 - 530 . ( 2 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 123 . ( 3 ) - كتاب الفهرست ، ص 618 .