تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
اعراب فتح شد و كتب بسيارى در آن سرزمين يافتند ، سعد بن ابى وقاص به عمر بن خطاب نامه‌اى نوشت تا درباره امر كتب و به غنيمت بردن آنها براى مسلمانان كسب اجازه كند ، ليكن عمر به وى نوشت كه آنها را در آب فرو افكنيد ، چه اگر آنها راهنمايى و راستى باشد ، خداوند ما را به رهبرى كننده‌تر از آنها هدايت كرده است ، و اگر كتب اهل ضلال و گمراهى است ، پس كتاب خدا ما را از آنها بىنياز كرده است . ازاين‌رو آنها را در آب يا آتش افكندند . اين است كه علوم عقلى ايرانيان از ميان رفت و چيزى از آنها به ما نرسيد » « 1 » . ابن القفطى قاضى دربار سلاطين ايوبى مصر و متولد قرن ششم كه مورخ نيز بود به داستان ديگرى راجع به كتاب‌سوزى به دستور خليفه دوم به‌طور مفصل اشاره مىكند . « 2 » و به‌طور خلاصه ، مورخين و نويسندگان زيادى از عرب‌ها و اهل سنت همچون عبد اللطيف بغدادى ، ابو الفرج مالطى ، مقريزى ، حاجى خليفه ، جرجى زيدان « 3 » ، دكتر السباعى « 4 » و غيره ، و نيز عده‌اى از محققين و نويسندگان ايرانى از قبيل استاد همايى « 5 » ، دكتر ذبيح إله صفا « 6 » و . . . هريك به جريان از بين بردن و محو كتب به دستور خليفه دوم اشاره كرده و به آن استناد كرده‌اند . اما در مقابل اين گروه بزرگ از مورخين و نويسندگان ، شهيد مطهرى يك‌تنه ايستاد و آن را غير قابل قبول خواند . ايشان در كتابچه‌اى با نام « كتاب‌سوزى ايران و مصر » ، دلائل مختلفى را مبنى بر واقعيت نداشتن اين حادثهء تاريخى مطرح نمودند كه بسيار قابل توجه است .
هامش
( 1 ) - همان ، ج 2 ، ص 1002 . ( 2 ) - تاريخ الحكماء قفطى ، ص 484 - 485 . ( 3 ) - تاريخ تمدن اسلام ج 3 ، ص 54 - 65 . ( 4 ) - نقش كتابخانه‌هاى مساجد . . . ، ص 175 - 176 . ( 5 ) - تاريخ علوم اسلامى ، ص 8 و 9 . ( 6 ) - تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى تا اواسط قرن پنجم ، ج 1 ، ص 33 - 34 .