6 - امتناع از آموزش آن به ديگران
نتيجه طبيعى چنين انحصارطلبىهايى - كه بدان اشارهاى شد - عدم آموزش علم طب به مسلمانان و حتى گاه به مسيحيان ديگر همكيش آنان بود . بهعنوان مثال وقتى كه « حنين بن اسحاق » ، كه از مسيحيان حيره بود و در زمان جوانى به بغداد آمده و در درس « يوحنّا بن ماسويه » حاضر شد ، روزى « يوحنّا » از سؤال وى خشمناك شده و او را سرزنش نموده و دستور داد از خانهاش بيرون كنند : « و يوحنّا اقدام بر اين كار از آن كرد كه از اهل « جندىسابور » بود و ايشان را اعتقاد آنكه اهل اين علوم ايشانند و از اولاد و جنس خود نمىخواهند به ديگرى سرايت كند » . « 1 »
آغاز دوران ترجمه
در طى صفحات گذشته به اختصار روشن شد كه در آغاز تمدن اسلامى ، دانش پزشكى چرا و چگونه مورد توجه قرار گرفت و چرا اكثر پزشكان تا مدتها از ميان مسيحيان بودند . مسيحيان نيز عموما براى آموختن اين علم ، به علت آشنائى اكثر آنان با زبان يونانى ، طب يونان و به دنبال آن علوم ديگر و نيز فلسفه يونان را در بين مسلمانان مطرح نمودند .
بنى اميه و ترجمه كتب يونانى
بنا بر نقل « ابن نديم » و ديگران ، خالد بن يزيد بن معاويه از بنى اميه كه به كيمياگرى
هامش
( 1 ) - تاريخ الحكماء قفطى ، ص 239 .