تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
دانش يونان خاموش شده بود و سراسر اروپا دوران تاريك قرون وسطى خود را در بىخبرى كامل مىگذراند . بدين علت اشتهار جندىشاپور را در عوامل ديگرى ، غير از يونانى بودن يا مسيحى بودن پزشكان آن بايد جستجو نمود . حقيقت آنست كه نه تنها شاهان هخامنشى - كه قبلا اشاره كرديم - بلكه پادشاهان ساسانى به‌خصوص اصرار داشتند كه ميدان را براى پزشكان خارجى باز بگذارند و چنين حمايت رسمى از آنان نه تنها زمينه رشد و پرورش اين پزشكان خارجى را كاملا فراهم و مستعد مىكرد بلكه خود عامل مهمى در عدم پيشرفت استعدادهاى ايرانى و مانعى بزرگ براى گسترش علوم در نزد ايرانيان شده بود ، كه اين شرايط اجتماعى نامطلوب تحميل شده از طرف شاهان ، يكى از عوامل بسيار منفى در سر راه ترقى علمى مردم اين مرزوبوم بود .

اطباء خارجى در دوران ساسانيان

شاپور دوّم طبيب يونانى داشته به نام
Theodosisus
يا
Theodorus
كه نام وى در كتاب الفهرست ابن نديم ياد شده است . . . از اطباى خارجى يا بهتر بيان داريم اطباء درمان‌كننده دوران ساسانيان ماروثاى سابق الذكر را بايد نام برد . . . از اطباى غير ايرانى كه در دوران انوشيروان مىزيسته سرجيس رأس العينى سريانى سابق الذكر است . . . از اطباء خارجى كه در دوران سلسله ساسانى بايد نام برد اصطفان ادسى معروف است كه وى پدر خسرو را درمان كرده و خود خسرو نيز چنان كه گفته شد تحت تربيت او بوده است . . . طبيب ديگرى را نيز انوشيروان به نام تريبونوس
Tribunus
براى طبابت خود