تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
پيدا مىكند . جنبه‌هاى شريعت اسلامى مربوط به بهداشت شخصى و پرهيزها و غسل‌ها و عوامل ديگرى كه به بدن ارتباط پيدا مىكند ، نيز به پزشكى مربوط مىشود . و بالأخره ، تعليمات باطنى مربوط به روح و نفس و ارتباط آن با بدن و تصور بدن به عنوان « معبد روح » نيز حلقهء اتصالى ميان پزشكى و جنبه‌هاى مختلف تعليمات اسلامى فراهم آورده است . نتيجه آن مىشود كه مورخان هرچه درباره مبادى يونانى و سريانى و هندى و ايرانى پزشكى بگويند ، طب اسلامى پيوسته توسط مسلمانان داراى ارتباطى نزديك با دين در نظر گرفته شده است » . « 1 » امّا متأسفانه عمر زمينه اصلى اين بهار خرّم و پرنشاط شكوفائى علوم كه با ظهور اسلام پديد آمد چندان نپائيد و به زودى ، و پس از رحلت پيامبر گرامى اسلام ، رياست‌طلبان و سلطه‌جويان با دسيسه‌هاى خود و به ناحق در جاىگاه پيامبر ( ص ) نشستند و تا آنجا كه قدرت داشتند مانع دست‌رسى و رجوع مسلمانان به سرچشمه‌هاى زلال و صافى علوم و معارف اصيل ، يعنى ائمه معصومين ( ع ) ، گرديدند تا مبادا مردم به سوى جانشينان به حق پيامبر خدا ( ص ) گرايش يابند و مقام غصب شده را از غاصبين بازپس گيرند . بااين‌حال و در چنين شرايط سهمناكى كه مىرفت تا اساس اين دين نوپا را به يكباره از بيخ و بن بركند ، اگر مجاهدت‌هاى غير قابل تصور ائمه معصومين ( ع ) براى نشر معارف واقعى اسلام و رساندن آن به اهلش و نجات كشتى هدايت در اين درياى طوفانى دشمنىها و ظلمت جهالت‌ها ، نبود ، نه تنها امروز ، بلكه خيلى زود ، ديگر نه نامى از اسلام باقى مىماند و نه چيزى به اسم تمدن اسلامى پا
هامش
( 1 ) - علم در اسلام ، ص 163 .
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 34 | حسن منتصب مجابى