جلال الدين محمد اكبر پادشاه بانى اكبرآباد هند ، و تأليف سال 1004 . ممكن است كه با توجه به موارد ديگر فوقالذكر ، اين « دوائى » همان « عين الملك » اول ( يعنى پدر ) باشد و درنتيجه تاريخ فوقالذكر ( يعنى سال 1004 ) صحيح نباشد . بنابراين ، ظاهرا آنچه الگود در كتاب « طب در دورهء صفويه » ( ص 134 ) نوشته كه : « روحانى » كه فوائد الانسان را تأليف و آن را به نام اكبر شاه گوركانى كرده است » ؛ « روحانى » اشتباه بوده و صحيح آن « دوائى » است . زيرا در صفحه 90 « طب در دورهء صفويه » نيز آمده است كه « عين الملك » در سال 971 اكبر شاه را در هند معالجه كرده است ، كه معلوم مىشود كه اين دو نام مربوط به يك عصر و دوره مىباشد . بهخصوص آنكه در صفحه 91 كتاب مذكور نيز مىگويد : « عين الملك » ظاهرا همان « دوائى » است . و چهبسا تاريخ فوت او نيز بهجاى سال 1003 ، سال 1004 بوده باشد ( يعنى سال تأليف « فوائد الانسان » ) . بدين جهت ، شايد بتوان نتيجه گرفت كه « عين الملك » اول صاحب دو كتاب : « الفاظ الادويه » و « فوائد الانسان » بوده است .
اما كتاب « قسطاس الاطباء » كه ذيل رديف 495 كتابشناسى ، بهعنوان « نور الدين محمد طبيب شيرازى » معرفى شده است ، طبق نظر كتاب « پزشكان نامى پارس » از « عين الملك » دوم ( پسر ) مىباشد . ولى بههرحال ، در كتابشناسى « الذريعه » ، نام كتابهاى ديگر عين الملك دوم ( پسر ) ، يعنى : « طب داراشكوهى » و « مفردات ادويه » ( بنا بر كتاب : « پزشكان نامى پارس » ) ، و يا « مجربات » ( بنا بر كتاب : « طب در دورهء صفويه » ) ، يافت نشد .
16 - الگود در مورد كتاب رديف 60 كتابشناسى : « بحر الجواهر » مىگويد : « محمد
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص٢٧٩