41 و 101 - 102 ، آن را تأليف پسرش « نور الدين » مىنامد .
3 - سال تأليف كتاب « الفاظ الادويه » يكبار 1030 و براى شاه جهان ( ص 41 ) ، و بار ديگر 1038 و در زمان داراشكوه ( صفحات 101 - 102 ) نوشته شده ، درحالىكه تاريخ فوت « عين الملك » را در سال 1003 مىداند .
ثانيا ، كتاب « پزشكان نامى پارس » نام اين طبيب را « عين الملك شيرازى ، عبد إله بن على » مىداند كه در سال 1003 فوت كرده و در شعر « دوائى » تخلص مىكرده ( ص 134 ) .
و فرزند او : « نور الدين محمد بن عبد إله » نام داشته كه بعدها بهجاى پدر ملقب به « عين الملك » گرديد ( ص 134 ) و اين فرزند بوده است كه در زمان داراشكوه سه كتاب مذكور را نوشته است . ( ص 206 ) .
ثالثا ، در كتاب « الذريعه » نام وى « حكيم عين الملك ، نور الدين محمد بن عبد إله شيرازى » و مؤلف « الفاظ الادويه » در سال 969 مىباشد .
با مقايسهء تمام موارد يادشده تا اينجا ، شايد بتوان اكنون نتيجه گرفت كه :
1 - « الفاظ الادويه » در سال 969 و توسط « عين الملك » اول ( يعنى پدر ) نوشته شده باشد .
2 - با توجه به تاريخ واحد ( 1038 ) در دو كتاب : « طب در دورهء صفويه » و « پزشكان نامى پارس » ، و نيز تاريخ فوت « عين الملك » اول كه در سال 1003 مىباشد ؛ كتابى كه در تاريخ مذكور نوشته شده به نام « مفردات ادويه » باشد و نه « الفاظ الادويه » و مؤلف آن هم « عين الملك » دوم ( يعنى پسر ) باشد .
3 - از آنجا كه تحت رديف 458 كتابشناسى ، كتابى به نام « فوائد الانسان » آمده كه منظومهاى است از : درويش دوايى شيرازى » ، دربارهء داروهاى پزشكى و به نام
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص٢٧٨