مىكرد تحرير گرديده است . اما او به برخى كتابهاى جرجانى ، مثل رديف 299 « زبدة الطب الخوارزمشاهى » و رديف 845 : « يادگار طب » اشاره نكرده است . همچنين كتاب :
« خفيهء علايى » ، كه الگود آن را اولين كتاب جرجانى مىداند ، در الذريعه با نام : « منتخب ذخيرهء خوارزمشاهى » و يا « خفى علايى » آمده است ( ذيل رديف 764 )
15 - در مورد كتاب رديف 41 : « الفاظ الادويه » و مؤلف آن ، مطالب درهم و گاه ضد و نقيض در منابع به چشم مىخورد ، كه به نمونههاى آن در زير اشاره مىگردد :
- « الفاظ الادويه هم كتاب نايابى نيست ، زيرا در سال 1266 در دهلى و مدرس به زبان فارسى به چاپ رسيد و بعدا توسط گلدوين
( Gladwin )
به انگليسى ترجمه و در سال 1208 در كلكته چاپ شد » ( طب در دورهء صفويه ، ص 41 ) .
- اين كتاب از نور الدين محمد عبد إله بن حكيم عين الملك شيرازى كه در جوانى به هند مهاجرت كرده و كتاب خود را در سال 1030 به نام شاه جهان در آن كشور تأليف كرده ، مىباشد ( همان ، ص 41 ) .
- « عين الملك در كتاب « الفاظ الادويه » خود يك فصل تمام را به چاى ، قهوه و تنباكو اختصاص داده است » ( همان ، ص 53 ) .
- « اين كتاب اخير [ الفاظ الادويه ] در سال 1038 نوشته شده و يكى از بهترين كتبى است كه در دورهء گوركانيان دربارهء داروها و مواد داروئى تأليف يافته است » ( همان ، ص 102 ) .
- « عين الملك مذكور ، طبيب و چشمپزشك و سياستمدار بوده و از شيراز به هند مهاجرت كرده و در سال 971 اكبر شاه را در هند معالجه نموده و در سال 1003 در هندوستان فوت كرده است و عدهاى عقيده دارند كه چون اين پزشك شاعر هم بوده ،