نشانى از آن هست - بخشى از واقعيات مربوط به پزشكان مسلمان را بيان كند . گرچه كه هنوز تا قضاوت واقعا بجا و اداى حق كامل طب اسلامى توسط دنياى غرب راه زيادى باقى مانده باشد ، و گرچه كه ديدگاههاى واقعبينانهتر الگود - نسبت به براون - نبايد مانع ديدن نقاط ضعف و نارسائىهاى موجود در دو كتاب مذكور وى گردد . الگود در ضمن بيان مطالبش گاه زيادى وارد حوادث تاريخى شده و از اصل مطلب دور مىافتد ، و از همه بدتر نداشتن اطلاعات صحيح در مورد اسلام و تاريخ صدر اسلام است و تقريبا به همان اشتباهات ، اگر نگوئيم تعصّبات ، مستشرقين ديگر مبتلا و آلوده مىشود . او نيز همچون براون به منابع اهل سنت ارجاع مىدهد ، درحالىكه با آشنايى كامل با تاريخ دورهء صفويه به بعد و زبان و فرهنگ ايرانى و فارسى نمىتواند بهعنوان يك محقق اين قدر بىاطلاع از متون شيعى و بىتوجه به آن باشد كه براى بيان ديدگاههاى پزشكى اسلام ، تنها به گفتههاى فقها و محدثين سنّى استناد نمايد و خواننده را فقط به نظريات افرادى مثل ابو حنيفه و مالك و بخارى و سيوطى و غيره رجوع دهد . « 1 » مثلا باوجود اين همه حقايق روشن و غير قابل انكار در مورد طول زمان باردارى در احاديث شيعه و در متون معتبر اسلامى ، چرا الگود بايد با بىاعتنايى به همهء آنها يكراست به سوى اين قول سخيف برود كه : « ابو حنيفه نوشته است كه هيچ حاملگى بيش از 22 ماه قمرى طول نمىكشد ولى شافعى آن را تا 4 سال و مالك تا 6 سال هم امكانپذير دانستهاند » . « 2 » درحالىكه او اگر بهعنوان يك محقق اين نكته را بررسى مىنمود به سادگى مغاير بودن آن را با قرآن و احاديث صحيح درمىيافت ، و حتى مىتوانست با بررسى متون معتبر ، علت
هامش
( 1 ) - همان ، ص 274 و . . .
( 2 ) - همان ، ص 301 .