آنها در نوع خود منحصربهفرد محسوب مىشدهاند . كتاب « تاريخ پزشكى ايران » و كتاب « طب در دوره صفويه » از اوست ، كه اولى در زمان حيات مؤلف و دومى در سال 1971 ، يعنى يك سال پس از فوتش چاپ شده است . « 1 » بااينحال ديدگاههاى او در مورد طب اسلامى با آنچه براون مطرح كرده كاملا تفاوت دارد . زيرا با مطالعهء دو كتاب او به خوبى روشن مىگردد كه الگود اطلاعاتى بسيار وسيعتر از براون در زمينهء طب اسلامى دارد و به همين دليل در نوشتههاى خود بهخصوص در كتاب « طب در دورهء صفويه » ، كتابهاى طبى زيادى از پزشكان مسلمان را مورد بررسى قرار مىدهد كه در مقايسه با براون - كه عمدتا نوزده كتاب پزشكى مسلمانها را بهطور اجمالى و بدون دقتى كه شايستهء كار يك محقق است برمىشمارد - مطالب و تحقيقات او در اين زمينه علمىتر ، واقعبينانهتر و قابل استفادهء بيشترى است . علاوه بر اين ، شايد يكى ديگر از دلائل موفقيت عمدهء الگود ، خصوصيات دورانى است كه در آن زندگى مىكند . زيرا زمانى براون به نوشتن « تاريخ طب اسلامى » مىپردازد كه دنياى غرب در عنفوان رشد و ترقى علمى شگرف خود بهسان جوانان پرشور و مغرور و سرمستى مىنمايد كه بنا به ويژگىهاى دوران جوانى ، پرخاشجو و نسبت به آراء پدران خود شكاك و انتقاد كننده ، و از نظر روحى خود را بىنياز از ديگران مىبيند و فقط روى خويش حساب مىكند . احساسات او بسيار تند و هدف وى فقط كسب افتخار و كنار زدن رقيبان و پردهپوشى بر ضعفهاى خود است . اين جوان تازه به دوران رسيده و مست غرور ، اگر داراى تربيت شايستهاى نبوده باشد - همچون مردم اروپا در دوران شكوفائى علمى و
هامش
( 1 ) - طب در دوره صفويه ، ص 3 و 4 مقدمه .