است ! اطلاعات علمى وى در حدى است كه در مورد كتاب ( تاريخ الحكماء ) تأليف « ابن جلجل » كه به زبان فارسى هم ترجمه شده است مىنويسد : كتاب « تاريخ الحكماء » او متأسفانه مفقود شده » . « 1 »
مطالب ضدونقيض در كتاب « تاريخ طب اسلامى » مكرر ديده مىشود . جايى آمده است « بههرحال حتى اگر ابداعات و ابتكارات طب عربى را در كمترين پايه و مقدار تصور كنيم من به جرأت مىتوانم تصور كنم كه اين رشته شايان مطالعهء دقيقتر و صحيحترى است » . « 2 » و در جاى ديگر مىگويد : « از نظر بهرهگيرى و استفاده مادى تصور نمىشود حتى عميقترين و بسيطترين مطالعات در اينباره [ طب عربى ] متضمن نفع چندانى باشد » . « 3 »
او مىنويسد : « در اين كتاب كوشش كردهام تا از طرفى سهم مهمى را كه علما و پزشكان اسلامى و خصوصا ايرانى در انتقال علم پزشكى در سراسر دوران مظلم و تاريك قرون وسطى ، يعنى برزخ ما بين تنزل و ركود فرهنگ باستان و بهوجود آمدن علوم جديد داشتهاند نشان دهم و از جانب ديگر به عشاق و دلدادگان ادبيات عربى و فارسى زمينهء تحقيق تازهاى پيشنهاد كنم » . « 4 »
بااينحال نام كتاب خود را بهجاى « طب اسلامى » ، « طب عربى » انتخاب مىكند كه بيانگر دشمنى سنتى اكثريت غربىها با دين و نام اسلام ، و كراهت آنان از بيان هر مطلبى است كه نشانگر امتيازات دين اسلام و تمدن اسلامى مىباشد . در صورتى كه به قول دكتر نجمآبادى : « اكثريت علماى تمدن اسلامى غير عرب هستند و بسيارى از ملل كشورهاى
هامش
( 1 ) - همان ، ص 133 .
( 2 ) - همان ، ص 154 - 153 .
( 3 ) - همان ، ص 151 .
( 4 ) - همان ، ص 29 ديباچه .