مىخورد تطبيق دهد و با اصطلاحات علمى خاص قدما نيز آشنا باشد به خوبى در خواهد يافت كه لااقل 90 در 100 از مندرجات كتابهاى جديد اقتباس از كتب پزشكى قديم ماست » . « 1 »
با توجه به اين مقدمهء مختصر در مورد ديدگاه غربىها در اين زمينه ، به چند مورد از آراء مورخين اروپايى تاريخ طب اسلامى در اين اواخر نيز ، بهعنوان نمونه ، نگاهى مىاندازيم .
« ادوارد براون » و طب اسلامى
دكتر براون دربارهء علت مطالعهاش در تاريخ طب اسلامى ، چنين مىگويد : « با ترديد بسيار و اندكى بىميلى اين كار را به تحريص و تشويق استاد و دوستم سر نورمانمور رئيس اين دانشكده كه از هنگام تحصيل در بيمارستان برتلمه بسيار مرهون تشويقات و الهامات ايشان هستم ، به عهده گرفتم » . « 2 » وى كه در دورهء قاجار و زمان ناصر الدين شاه به ايران سفر داشته و مدتى را در اينجا گذرانده است ، تأليفات ديگرى نيز در مورد ايران و ادبيات ايران دارد كه گرچه مورد توجه و تعريف عدهاى از ايرانيان قرار گرفته و خوشحال هستند از اينكه يك خارجى لطف كرده و بخشى از عمر خود را به شناختن و شناساندن ايران گذرانيده است ، اما كمتر كسى با نگاه دقيق و انتقادى آثار مختلف او را بررسى كرده است تا دريابد كه در لابلاى شهد گفتار و تحقيقات اين پزشك و محقق ايرانشناس انگليسى سم غرضورزىهاى زيركانه ( و شايد گاهى جاهلانه ) او ، كه با
هامش
( 1 ) - همان ، ص 57 - 58 .
( 2 ) - تاريخ طب اسلامى ، ص 164 .