پزشكى در ايران بپردازند تبليغ آيين مسيحيت به وسيلهء آن بود . گردانندگان دستگاههاى تبليغ مسيحيت در جهان بهمحض پى بردن به زمينهء مناسب براى طب غربى در ايران ، شروع به فرستادن مبلغين مسيحى آشنا با فن پزشكى نمودند و در نقاط بسيارى از اين مرزوبوم ، چه در شهرها و چه در روستاها ، به تأسيس درمانگاهها و بيمارستانهاى متعدد ، كه در آنها خدمات پزشكى در واقع وسيلهاى براى ترويج مسيحيت در كشور مسلمان ايران بود ، پرداختند . بهطورىكه فعاليت آنان تا اواخر دوران پهلوى نيز ادامه داشت و بيمارستانهاى گوناگون آنان در نقاط مختلف با نامهاى « بيمارستان مسيح » ، « بيمارستان امريكايى » و غيره به فعاليتهاى پزشكى - تبليغى خود مشغول بود . تا آنجا كه حتى الگود نيز ضمن اشاره به اين مطلب مىگويد اين اقدامات رنگ و بوى مذهبى و استعمارى داشت . « 1 »
بدينسان نفوذ فرهنگ غربى چون طوفانى همه چيز - از جمله دانش پزشكى اسلامى را - از جاى كند و بهجاى آن استعمار در لباس علم و تمدن اروپائى جاىگزين گرديد و بهطور رسمى به بقاياى پزشكان سنتى در ايران خاتمه داد - هرچند در هندوستان در اين زمينه توفيق زيادى نيافت و طب اسلامى در كنار طب غربى در دانشگاهها به فعاليت خود ادامه داده و هنوز هم فعال است .
در سال 1911 ميلادى - آنطور كه الگود مىنويسد - با وضع قانون تازهاى در ايران ، يك دفتر آمار پزشكى تأسيس شد كه تمام اطباء مىبايستى در آن ثبتنام مىكردند و از آن زمان به بعد اشتغال به حرفهء پزشكى در قلمرو ايران بدون داشتن ديپلم
هامش
( 1 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 588 .