مؤلف را دوستدار بود مطالب طب جديد را در ايران شايع نمود و تأليفات چندى به يادگار گذاشت و در صفر هزار و سيصد و پانزده هجرى [ قمرى ] سفر آخرت نمود » . « 1 » ديگر دكتر كلوكه ، دكتر بارتلمى ، سرجراح استانگو ، دكتر دولمار و غيره بودند . « 2 » و بالأخره : « در اجراى سياست غربى كردن خدمات پزشكى مملكت ، بيمارستان جديدى در تهران تأسيس شد كه در سال 1868 م . افتتاح گرديد » . « 3 »
در اينجا بد نيست كه اشارهاى هم به نظر دكتر براون در اينباره شود . او مىگويد :
« قبل از پايان بخشيدن به اين خطابه ، ممكن است چند كلمهاى هم در خصوص معرفى و ورود طب فرنگى در ممالك شرقى اسلامى كه در آن هنوز هم اصولى كه ما آن را عربى يا يونانى اسلامى ( طب يونانى ) مىخوانيم ، رواج و تسلط دارد ولى اندكاندك مخصوصا در ايران و هندوستان از نفوذ آن مىكاهد ، سخن گويم . هنگامى كه من در 1877 م . / 1305 ه . ق در تهران بودم ، دكتر طولوزان
( Tholozon )
پزشك اعليحضرت مرحوم ناصر الدين شاه با منتهاى لطف به من اجازهء حضور در جلسهء « مجلس صحت » كه همان شوراى بهداشت عمومى است داد و غالب اطباء حاضر در آن جلسه چيزى از طب جز طب بو على سينا نمىدانستند . از آن زمان تاكنون [ ظاهرا سال 1920 م . ] عدهء بسيارى از جوانان ايرانى ( گرچه تعداد آنان بسيار كمتر از آن حدى است كه دلخواه است ) به اروپا براى تحصيل آمدهاند » . « 4 »
بههرحال ، از دلايل ديگرى كه براى خارجيان وجود داشت كه به ترويج خدمات
هامش
( 1 ) - كتاب مطرح الانظار فى تراجم اطباء الاعصار ، ص 14 .
( 2 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 564 .
( 3 ) - همان ، ص 564 .
( 4 ) - تاريخ طب اسلامى ، ص 129 .