است كه علوم را نه بهطور خالص ، بلكه با سمومى كه آن را آلودهاند انتقال مىدهند تا نيروى مخرّب دومى آثار مثبت اولى را خنثى نمايد و يا بدتر از آن ، عاملى براى انهدام باشد و نه پيشرفت واقعى .
4 - در آن زمان يونان در ركود ، و بهطور كلى غرب در خواب قرون وسطايىاش بود و مسلمانان با شور و نشاط و در حال شكوفائى ، اما اكنون مسلمانان در سستى و تنبلى بودند و غرب پرتكاپو .
5 - در آنوقت مانعى خارجى بر سر راه مسلمانان براى دانشاندوزى وجود نداشت ، ولى حالا غرب بهشدت مراقبت مىنمود كه كشورهاى اسلامى بيدار نشوند و بهطور واقعى به دانش روز تجهيز نگردند .
6 - مسلمانان آنچه را كه از آثار ديگران اقتباس نمودند با صراحت به مأخذ آن اشاره كردند و احترام صاحبان آن آثار را لازم دانستند و نام آنها را بيشتر از آنچه لايق بودند شهرت دادند و تكريم نمودند ، اما غربىها كه براى كسب علوم جديد خود بهشدت مديون تمدن اسلامى و مسلمانان بودند با بىانصافى تمام ناسپاسى كرده و خيلى از كشفيات و آراء علمى و حتى اختراعات و ابداعات علمى مسلمانان را به نام خود به ثبت رسانيده و در دوران جديد با همين نامهاى جعلى به مسلمانان معرفى نمودند تا بدين وسيله هم به اعتبار خود ناجوانمردانه بيفزايند و هم از اينكه مسلمانان متوجه نقش و اهميت ميراث فرهنگى خويش گردند جلوگيرى كنند .
7 - دانشمندان مسلمان در گذشته با آشنايى با علوم ديگران قدم را بلافاصله جلوتر گذاشته و با مطالعات و تحقيقات اصيل و مستمر خود آن علوم را مورد بررسى انتقادى
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص١٦٩