همه چيز را فقط براى خود و كشورشان مىخواستند و قصدى جز استعمار كشورهاى مسلمان و درنتيجه عقب نگاه داشتن و محتاج كردن آنها نداشتند ، سبب گرديد پزشكى اسلامى در ايران آنچنان مورد بىمهرى قرار گيرد كه رسما كنار گذاشته شده و به طب پيرزنان شهرت يابد و حتى مورد تمسخر پزشكان جديد واقع شود .
تكرار تاريخ
باز هم مسلمانان براى استفاده از علوم ديگران - از جمله پزشكى - دست به كار ترجمه شدند ، اما اين اقدامات با آنچه كه در قرنهاى دوم و سوم هجرى انجام گرفت بهطور آشكار تفاوتهايى نيز دارد ، كه به مواردى از آن اشاره مىگردد :
1 - در قرنهاى اوليه ، مسلمانان به دانش هر قومى دست يافتند ، اعم از يونانى ، هندى ، ايرانى و غيره آن را ترجمه كردند ، اما در اين عصر عموما فقط كتابهاى غربيان مورد توجه قرار گرفت .
2 - در گذشته ، يكى از علل رواج ترجمه ، سياست خلفاى بنى عباس براى گسترش افكار غير اسلامى از طريق ترويج فلسفه يونان ، و درنتيجه مبارزه با فرهنگ اصيل اسلامى كه توسط ائمه معصومين ( ع ) نشر مىيافت بود . و در اين عصر نيز كوشش غربىها براى انتشار فرهنگ خود و مقابله با فرهنگ كشورهاى مسلمان از طريق مطبوعات و ترجمهها و انواع رسانهها بر كسى پوشيده نيست .
3 - عوارض اشاعه فلسفه يونان در لابلاى كتابهاى علمى ترجمه شده در اعصار گذشته بسيار شبيه ترجمه و تحميل فرهنگ غرب همراه با ترجمه كتابهاى علمى در اين زمان